تبليغاتX
تصویرگری < >

حسين نظري مدير اجرايي ششمين دوسالانه تصويرگري كتاب كودك در گفت وگو با خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس با اعلام اين خبر گفت: با توجه به اينكه حدود 6 سال از آخرين دوسالانه تصويرگري كتاب كودك مي‌گذرد، برگزاري اين دوره با عنوان دوسالانه بي‌معني است. بنابراين قصد داريم اين دوره را با عنوان «نمايشگاه بزرگ تصويرگري كتاب كودك» برگزار كنيم و از دوره‌هاي بعد براي ادامه اين روند فكري بكنيم. 
وي با اشاره به روند برگزاري دوسالانه‌هاي تصويرگري از گذشته تا به امروز گفت: نخستين دوسالانه تصويرگري سال 1368 به صورت داخلي برگزار شد و دو سال بعد به صورت آسيايي و در سال 1372 باز به شكل داخلي برپا شد. اما چهارمين دوسالانه با تأخيري 6 ساله در سال 1378 به شكل بين‌المللي برگزار شد و دوره بعد نيز با سه سال تأخير در سال 1381 انجام شد، امسال قرار است ششمين دوره اين دوسالانه‌ها برگزار شود اما ديگر عنوان دوسالانه چندان برازنده اين رويداد نيست. 
حسين نظري از قرار ملاقات اعضاي شوراي سياست‌گذاري دوسالانه تصويرگري با محمود شالويي رياست دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد خبر داد و گفت:‌ در جلسه‌اي كه با ايشان خواهيم داشت قرار است درباره برنامه‌ريزي‌ها و پيشنهادهايمان براي برگزاري اين رويداد صحبت كنيم و از ايشان انتظار حمايت به منظور تأمين محل برگزاري نمايشگاه و يا همكاري در ساماندهي به ميهمانان برنامه را داريم. 
مدير اجرايي ششمين دوره از دوسالانه تصويرگري در ادامه تأكيد كرد: انجمن تصويرگران كتاب كودك عزم خود را جزم كرده است تا امسال تحت هر شرايطي نمايشگاهي از آثار تصويرگران كتاب كودك برگزار كند كه اگر اين نمايشگاه حمايت وزارت ارشاد،موزه هنرهاي معاصر و ... را به همراه داشته باشد، به شكل بسيار مطلوبي برپا خواهد شد. اما اگر چنين حمايتي صورت نگيرد،انجمن در اندازه وسع خود اين نمايشگاه را برپا خواهد كرد. 
وي با اشاره به سابقه برنامه‌هاي اجرايي اين انجمن افزود: انجمن تصويرگران كتاب كودك پيش از اين نيز برنامه‌هايي را بدون حمايت دولتي انجام داده است كه انتشار كتاب سال تصويرگران كتاب كودك يكي از آنهاست. از سال 1385 هر ساله اين كتاب منتشر مي‌شود و امسال نيز مقدمات انتشار اين كتاب فراهم شده است. 
وي در بخش ديگري از سخنانش از حمايت معاونت فرهنگي وزارت ارشاد از انجمن تصويرگران كتاب كودك خبر داد وگفت:پس از چند سال كه اين انجمن زير نظر معاونت هنري وزارت ارشاد بود،هيچ گونه كمكي از سوي اين معاونت براي برپايي نمايشگاه‌ها،دوسالانه و ... به اين انجمن صورت نمي‌گرفت. بنابراين طي نامه‌اي به صفار هرندي وزير ارشاد، اعضاي انجمن خواستار رسيدگي به اين موضوع شدند و ايشان نيز تأكيد كردند كه انجمن تحت حمايت معاونت فرهنگي وزارت ارشاد قرار بگيرد. 
نظري در ادامه از برگزاري اين دوسالانه در دي‌ماه سال جاري با حمايت معاونت فرهنگي وزارت ارشاد خبر داد كه با دبيري پرويز كلانتري برگزار خواهد شد. 
نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 13:15 | لینک  | 

 

سيمرغ از غرب و شرق
مريم نيكخواه ابيانه

برگرفته از وبلاگ علی هاشمی شهرکی

اسفند ماه سال گذشته كتابی در برگيرنده ی آثار تصويرگران حاضر در کارگاه آموزشی هنرمند تصویرگر بریتانیایی پاتریک بنسون Patrick Benson منتشر و در اختيار تصويرگران و علاقه‌مندان به اين هنر قرار گرفت. اين كارگاه در بهمن ماه سال ۸۵ پس از نمایشگاه گروه مجیک پنسل Magic Pencil که به همت انجمن تصویرگران و همکاری بخش فرهنگی سفارت بریتانیا در خانه هرمندان برگزار شده بود، با حضور بنسون یکی از اعضای این گروه و با موضوع داستان سيمرغ عطار نيشابوری برای منتخبی از تصویرگران ایرانی برگزار شد. بنسون تصویرگری قانونمند و وفادار به متن است و سعی می کند در چارچوب های آن آثار خود را خلق کند. اين تصويرگر ۵۲ ساله تا به حال بیش از ۲۴ کتاب داستان را تصویر کرده و با نویسنده هایی از جمله کنت گراهام Kenneth Grahame ، رولد دال Roald Dahl و راسل هابان Russell Hoban همکاری داشته است.


پاتريک بنسون

با نگاهی گذرا به آثار خلق شده در اين كارگاه و مقايسه آن با اثر خود بنسون با موضوع داستان سيمرغ، تفاوت نوع برخورد او با تصویرگری در مقايسه با نوع برخورد تصویرگران ایرانی به سادگی به چشم می‌آید. به همین خاطر گفت وگویی کوتاه با برخی از شرکت کنندگان در کارگاه تصویرگری او در تهران داشتیم تا از نظرات این تصویرگران درباره ی روش کار بنسون با خبر شویم ...

برای خواندن گفت و گو و دیدن تصاویر، بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید :


• ادامه ی مطلب ...
نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 4:9 | لینک  | 

 



به گزارش سایت خبری رسم ، گفتگوی براد هالند با میلتون گلیزر ترجمه و منتشر شد. این گفتگو را مجتبی ذوقی ترجمه کرده که در دومین شماره فصلنامه خط خطی به چاپ رسیده است.

ميلتون گليزر(Milton Glaser) از طراحاني است كه وقتي در دهه شصت ميلادي عكاسي برو و بيايي پيدا كرده بود جاني تازه به تصويرسازي بخشيدند. او حكاكي را در بولونيا نزد جورجيو موراندي(Giorgio Morandi) آموخت و در سال ۱۹۵۴ با  سيمور شواست (Seymour Chwast)وَ  اِد سورل(Ed Sorel) استوديو پوشپين(Pushpin Studio) را بنيان نهاد. گليزر يكي از تأثيرگذارترين تصويرسازان بزرگسال و از طراحان گرافيك معاصر ايالات متحد آمريكا است. او در يك سخنراني در سال 1998 دو هنرمند متضاد، پيكاسو و موراندي را الگوهاي هنري خود دانست. آنچه خواهيد خواند گپ‌و‌گفت براد هالند است با ميلتون گليزر كه اول‌بار در مجلۀ استپ باي استپ گرافيكس -كه حالا اسمش شده استپ اينسايد ديزاين- چاپ شده است.
متن کامل این گفتگو را در وبلاگ کلیله و دمنه بخوانید: اینجا


نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 23:13 | لینک  | 

 

بحثی در نياز هنر تصويرگری ايران به نقد تحليلی

علی هاشمی شهرکی ـ منتشر شده درشماره ۱۱6 دوهفته نامه هنرهای تجسمی تندیس، 25 دی ۱۳۸۶

حالا ديگر به يقين مي‌توان گفت هنر تصويرگري ايران در ميان هنرهاي ديگر براي خود جايي باز كرده و تأثيرگذار شده است. چند سالي است در دنيا تصويرگران ايراني را مي‌شناسند و براي آن‌ها احترامي خاص قائلند. به گفته مسئولان و دست‌اندركاران اين رشته، مراكز فرهنگي و جشنواره‌هاي تصويرگريِ آن‌طرفِ آب بدون شركت كننده‌هاي ايراني‌ احساس مي‌كنند چيزي كم است. چند سالي است تصويرگرهاي جوان‌تر رشتة كار را در دست گرفته‌اند و بيشتر جايزه‌هاي داخلي و خارجي را درو مي‌كنند و ناشران هم در صف سفارش دادن به برخي از اين جوانان زنبيل مي‌گذارند و سعي مي‌كنند از هم سبقت بگيرند. در اين حال و اوضاع، تصويرگرانِ ميانسال، پيشكسوت به حساب مي‌آيند و تنها به وقت لزوم به‌كار گرفته مي‌شوند اما بيشتر اوقات مثل كتاب كهنه بر سر طاقچه مي‌مانند و نظراتشان جدي گرفته نمي‌شود؛ دنياي هنر تصويرگري دنياي جوانان موفق شده و انگار در يكي از هنرهاي تجسمي كشور جوان‌گرايي به شكل واقعي جريان دارد. بله، هنر تصويرگري كشور ما هنري جوان است و به لطف مصور ازلي با سرعتي چشم‌گير به پيش مي‌تازد. اين دست‌آوردهاي تاريخي و ميمون بي‌تعارف جاي شكر دارد و نبايد كفران نعمت كرد. من هم به هيچ عنوان قصد ناشكري ندارم؛ كه خود بر اين خوان گسترده نشسته و از مواهب آن بهره‌مندم. اينجا هدف انتقاد از اتفاقات و رويدادهاي نوين در هنر تصويرگري ايران نيست؛ قصدم صرفاً طرح چند سؤال و اشاره به نكاتي است كه به‌نظر مي‌رسد توجه به آن‌ها بر رونق اين هنر كاربردي خواهد افزود...

• ادامه ی مطلب ...
نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 2:7 | لینک  | 

خانم نرگس محمدی و آقای سیروس آقاخانی تنها ایرانیان پذیرفته شده در بولونیای ۲۰۰۸ هستند. 

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 14:45 | لینک  | 

پنجمین مجله تخصصی تصویرگری واروم منتشر شده میتونید ازاینجا چند صفحه ای را ببینید.

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 19:20 | لینک  | 

 

به گزارش خبرگزاري فارس،در برنامه بعد از ظهر اولين روز همايش بين المللي هنر در اديان توحيدي سه سخنراني انجام شد.
در اولين سخنراني "كريستين بيستروپ" متخصص تصويرگري كودك و داور بين المللي با نشان دادن تصاويري از كتاب مصور كودكان و تجربه دانمارك در مصور كردن انجيل براي كودكان، انتقال مفاهيم ديني با زبان تصوير و هنر را مورد بررسي قرار داد.
اين داور بين المللي با بيان اينكه نقاشان با بيان جزئيات، راه را بر تخيل كودك مي بندند عنوان كرد "اما تصويرگران در خلق اثر خود به گونه اي عمل مي كنند كه تخيل بيننده خلاق شده و فرصت بروز مي يابد."
به گزارش اتاق خبر دومين جايزه جهاني اديان توحيدي، در ادامه "مهندس هادي سيف" پژوهشگر، محقق و مؤلف دايره المعارف هنرهاي مردمي به موضوع نقالي و ويژگي هاي اخلاقي هنرمندان مردمي و بيان رمز و راز عملي آنها پرداخت و با اين نقل ها ناشناخته هاي ارتباط اعتقاد و هنر را كه در دو دهه تحقيق جمع آوري شده است، بيان كرد.
در ادامه" مهندس مهدي فيروزان " كه خوشنويسي را به عنوان؛ هنري مقدس در اسلام مورد بررسي قرار داد. وي با بيان اينكه بحث از خوشنويسي تنها در قلمرو هنر اسلامي ميسر است، گفت:" آنگونه كه اسلام به خوشنويسي پرداخته و به آن قوت داده است در بقيه اديان وجود ندارد."
وي همچنين با بيان اينكه بررسي و تحليل هنر اسلامي- در هر دوره زماني و هر اقليم جغرافيايي ناگزير ما را به سرچشمه اين هنر يعني قرآن هدايت مي كند، گفت: " نزول امر قدسي از آسمان به زمين، و تعالي و صعود انسان هنرمند به سوي آسمان در نقطه اي تلاقي مي يابد. در اين نقطه هنر سنتي پديد مي آيد، هنر سنتي اگر از دامن ديني پر قدرت نشأت گيرد، هنر ديني مي شود و هر گاه هنر ديني از بيان ظواهر فراتر رود و پرده ها و حجاب ها را از بين ببرد و معاني قدسي و كانون ديني را مستقيم تر بيان كند هنر قدسي دين شكل مي گيرد."
وي منشاء و سرچشمه هنر اسلامي را در باطن معارف و جوهر پرستش و عبوديت ميسر دانست و اظهار داشت: "معنويت و روحانيت دو واژه كليدي در آموزه هاي اسلامي اند كه از حيث معنا بيكرانه و لايتناهي هستند."
فيروزان ادامه داد: " با ظهور اسلام و ضرورت محتوم ضبط درست و كتابت بي دخل و تصرف كلام خداوند- قرآن كريم به تناوب در مناطق مختلف و در جمع مخاطبان گوناگون نازل مي شد- خطاطي آغاز شد و كتابت مقدس ترين و مركزي ترين اصل اسلام و به تعبير ديگر قلب اسلام- قرآن- سبب اصلي پيدايش و حيات و رشد خطاطي و زيبايي خوشنويسي در اسلام شده است."
مهندس مهدي فيروزان تلاوت قرآن و خوشنويسي را موفقترين "صورت" هايي برشمرد كه توانسته حقايق بي "صورت"ي را كه خداوند در قالب كلمات خود بيان كرده است بصري و ماندگار كند.
وي در پايان وظيفه هنرمند را استفاده از قوه خيال و ديدن صورت و آوردن آن صورت به عالم تصوير داشت و گفت: "زيبايي و بيكرانگي، حضور و نفوذ در مكان خود از ويژگي هاي هنر مقدس برشمرد و خوشنويسي را به دليل برخورداري از همين ويژگي ها هنر قدسي، است." اولين روز همايش بين المللي هنر در اديان توحيدي با دو سخنراني ديگر ادامه يافت.

 

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 19:11 | لینک  | 

 

برگرفته از دوهفته نامه ی ویونا

اقتباس از مقاله ی محمدعلی بنی اسدی در روزنامه ی شرق 

نقدی بر تصویرگری ایران:

در نخستین کلام در بحث تصویرگری بی اختیار ذهن ها متوجه حوزه کتاب کودک و نوجوان می شود.در حالی که این امر طیف وسیعی از کار را شامل می شود؛ از کارهای مختلف و متفاوت در نشر تا کارهای تجاری و تصویرگری برچسب ها و استفاده از تصویرگری برای معرفی کالاهای جدید.

افرادی که در رشته های دیگر تحصیل کرده اند، گاه برای تحصیلات تکمیلی به تصویرگری روی می آورند، جالب اینکه درصد بالایی حدود ۹۵درصد دانش آموختگان هنر نیز میل پنهان و آشکارشان تصویرگرشدن است و این حجم عظیم نیروی انسانی می خواهد وارد بازار کار شود و آن هم در حوزه کتاب و با این امید که جایزه ای دریافت کنند و از آن پس بتوانند با اعتباری که به دست آورده اند به کار در ابعاد دیگری ادامه دهند.غرض از این جملات که قدر این تلاش ها دانسته نشود یا جوانان ما در پی کسب نام و در پی آن نان برنیایند.به عبارت دیگر باید این تلاش شریف را قدر دانست؛ اما به نتیجه آن نیز نیم نگاهی داشت و اندیشه کرد.

به طور طبیعی این بحث وجود دارد که برای دیده شدن باید اتفاقی بیفتد.اما این اتفاق اگر از روی حادثه باشد زود به فراموشی منجر می شود. وجود تشکیلات و سازمانی می تواند در استمرار دیده شدن یار و مددکار باشد.

اما نه تنها از داشتن چنین مکانیسمی محروم هستیم، بلکه تعداد ناشران ما هم انگشت شمارند.مسائل و مشکلات نشر نیز آنها را به سوی کتاب های ترجمه هدایت می کند. این امر از نظر اقتصادی برای آنها به صرفه تر است؛ زیرا نه تنها هزینه تصویرگری و نویسنده را در بر نخواهد داشت بلکه از کتابی آماده برای چاپ و نشر استفاده می کنند که صرف بیشتر به همراه دارد و گاه نام نویسنده هم به فروش کتاب کمک می کند و به هرحال کاری است راحت تر.

همه ساله با نزدیک شدن نمایشگاه کتاب سیل مصاحبه ها در نشریات جریان می یابد و مشتی پرسش و پاسخ تکراری که کتاب خوان ما چه و کتاب چه و چه باید کرد. مسائل مربوط به نشر زنجیروار به هم وابسته است این زنجیر باید با هم دیده شود، نمی توان یک حلقه را به امید اصلاح تغییر داد و بقیه را به حال خود رها کرد.ناشری که همه سرمایه اش را در یک کار فرهنگی سرمایه گذاری کرده است باید نتیجه کارش را ببیند تا بار دیگر گام در این راه نهد.به همین دلیل باید روی زنجیره نشر تکیه کرد. همه را باید با هم حرکت داد.

با نگاهی به کارهای انجام شده درمی یابیم که تعدادی از کتاب های ویژه تولید شده سرریز هنری ما است که به این شکل تجلی یافته است.در واقع ما تمام توانمان را روی فرمالیسم گذاشته ایم و با اتفاق اصلی دچار مشکلیم.اما باید به این نکته نیز توجه داشت که پتانسیل ما در تصویرگری پتانسیل خوبی است و جوانان ما فرم ها را می شناسند و نوجویی دارند ولی در چرخه های مختلف تصویرگری مشکل وجود دارد.

مشکل در مسائل دیگری مثل رابطه تصویرگر با نویسنده و ناشر هم نمود پیدا می کند .از طرف دیگر مساله اولویت مخاطب بر کار است و گاه اهمیت کار و ویژگی های هنری و فرمالیستی اثر بر مخاطب برتری پیدا می کند.اما یک گزینه میانی هم وجود دارد که هم در جهت سطح سلیقه مخاطب و هم احترام به مخاطب عمل می کند و بحث شناخت مجموعه ای است که کودک نام دارد و موضوع روانشناسی کودک است.

مساله اینجا است که آمار مشخصی از نظر سطح سلیقه و گرایش ها از نظر جنس ادبیات تولیدشده وجود ندارد.به هرحال جایگاه تصویرگری در ایران جایگاه ویژه و قابل احترامی است و باید گاهی شکرگزار بود اما در سیستم نشر گاه تصویرگر تصمیم گیرنده در تمام مراحل چاپ است اما در کشورهای مختلف تصویرگر گوشه ای از ماجرا است.

اگر خواست ما فقط بردن جایزه باشد و محورهای سنجش داوری های فستیوال های مختلف، این امر تصویرگری ما را دچار اعوجاج خواهد کرد و این مشکلی است که پیدا شده.عمده تصویرگری ما در بین دو نقطه در نوسان است.یا کارهایی که صرفاً بازار را مدنظر دارد و دیگری آثاری که قرار است برنده هر نمایشگاهی باشد.در حقیقت توجه و احترام به درک و شعور مخاطب که معیار مهمی است به فراموشی سپرده می شود.البته توجه به جایزه خصوصاً جوایز نقدی و توجه داشتن به ذائقه داوران مختص یک کشور نیست بسیاری از کاریکاتوریست های اروپای شرقی و روسیه (خصوصاً بعد از دوران فروپاشی) از این طریق معاش زندگی خود را تامین می کنند.

در خاتمه بگویم گاهی این بحث پیش می آید که بار عمده یک کتاب را تصویرگر بر عهده دارد یا نویسنده، که باید گفت هر دو در خدمت یک امر مهم هستند و باید به همان جمله ای که کم کم دارد حکم کلی و گاه کلیشه ای به خود می گیرد تن داد که این هر دو بال یک پرنده هستند که اگر در جهت هم سویی حرکت نکنند مخاطب دچار سردرگمی خواهد شد.

 

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 18:51 | لینک  | 

دومین جایزه جهانی ادیان توحیدی عصر امروز دوشنبه سوم دی‌ماه با حضور مسئولان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و هنرمندان تصویرگر در موزه هنرهای دینی امام علی (ع) آغاز به کار کرد.

به گزارش دبیرخانه دومین جایزه جهانی ادیان توحیدی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در مراسم افتتاحیه دومین جایزه جهانی ادیان توحیدی گفت: "هنرمندان با استفاده از زبان هنر در انتقال فرهنگ نقشی مهم دارند. از طرفی هنر و تصویرسازی در موضوعات معنوی می‌تواند هنرمندان را در بخش‌های مختلف کنار هم قرار دهد."

احمد نوریان در ادامه افزود: "معتقدیم هنرمندان و پیروان ادیان توحیدی می‌توانند در ادامه حرکت انبیا جلودار باشند و رسالت الهی خود را ایفا کنند، چرا که تصویر بهترین ابزار ارتباطات فرهنگی است و در ارتقاء سواد بصری و انتقال فرهنگ دینی بسیار کمک می کند."

مجتبی آقایی دبیر جایزه جهانی ادیان توحیدی نیز گفت: "این برنامه از حرکت‌های شاخص در جهان ره گم کرده امروز است که بیشتر در قالب و ظرف هنر عالم معنا را مورد توجه قرار می دهد. با دائمی شدن دبیرخانه این جایزه جهانی کارگاههای آموزشی و نشست‌های تخصصی در خور شان موضوع جایزه برای هنرمندان ایران و جهان برگزار می‌کنیم."

در پایان این مراسم نیز نمایشگاه دومین جایزه جهانی ادیان توحیدی با 144 اثر برگزیده افتتاح شد.

+ آثار برگزیده و انتخاب شده برای نمایشگاه به زودی در سایت جایزه قرار داده خواهد شد.

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 0:4 | لینک  | 

 

وبلاگ ویونا یه مطلب جالبی نوشته با عنوان "تفاوت تصویرگری با تصویرسازی" :

تصویر سازی آن است که شما برای یک متن داستانی سعی می نمایید تصویر خلق کنید به عبارت دیگر تصویری که برای متن داستانی کشیده می شود مکمل آن متن داستانی است .

در واقع وظیفه تصویرسازی کمک به خواننده برای درک بیشتر و هر چه بیشتر نزدیک شدن به داستان و روایت است . در تصویرسازی نباید عیناً همان چیزی که در متن نوشته شده تصویر شود بلکه تصویرساز باید آن قسمت هایی را که نویسنده ندیده است به او نشان دهد و این گونه است که می گوییم تصویر سازی مکمل داستان و یاری دهنده نویسنده است .

تصویرگری با تصویر سازی تفاوت دارد . تصویرگری شغلی است که در آن تصویرگر مطلبی یا متنی را تصویر می کند و در چهار چوب آن موضوع و مطلب نقش می سازد . همان طور که می بینید تصویرگری با تصویر سازی تفاوت بسیار دارد .

نویسنده و تصویرساز باید با هم یکی شوند و داستان را بسازند . تصویرساز بایستی با یک داستان زندگی کند کاملاً با آن درگیر شود تا بتواند رسالت خود را به انجام برساند .

متاسفانه در حال حاضر هیچ مرجع آموزشی به آموزش دقیق و درست تصویرسازی و تصویرگری نمی پردازد . البته تلاشهایی آغاز شده است که قابل تقدیر و تشکر است .

علاوه بر این هیچ کتاب کامل و جامعی در زمینه تصویرگری در دست نیست و در این زمینه تنها میتوان به مقالاتی اشاره کرد . که این خود جای تامل دارد .

با این وجود خوشبختانه چند سالی است که تصویرگران ایرانی در عرصه ادبیات کودک در نمایشگاه ها و جشنواره های بین المللی مقام های نخست را به خود اختصاص داده اند . ما برای همه تصویرگران و تصویرسازان ایرانی آرزوی موفقیت و بهروزی داریم .

 

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 21:57 | لینک  | 

 

  

نوشته ی حسین زیاری (دوهفته نامه ی ویونا)

تصویرگری کتاب کودک

تصویرگری کتاب کودک، گرایشی مستقل درهنر است که جنبه ای کاملا هدفمند و مخاطب شناسانه را، در امتداد ادبیات کودک و نوجوان در بر می گیرد . تصویرگری از نظر هنری و در کنار طراحی گرافیک یکی از دو بخش هنرمندانه ی پیکره ی کتاب را تشکیل می دهد. بر همین اساس و از منظر تفکر پدید آورندگی با گرافیک در هم تنیده است ؛ در عین حال از حیث ابزار روش ها و شکل ، بخشی از هنر نقاشی به شمار می رود . دستاورد تصویرگری در عین پیوستگی دایمی با( متن ) کتاب ،می تواند مستقلن داوری شود یا به حیات هنری خود ادامه دهد، اما به هر ترتیب، تصویری که تصویرگر می سازد، همیشه مبتنی بر روایت و قصه است، هر چند کتاب پدید آمده ، سراسر تصویر و فارغ از (نوشته ) باشد.

 

تاریخچه ی تصویرگری در ایران

اولین کتاب های مصور در ایران متون (اوستا) بوده است و اصولا تصویرگری در ایران پیوندی محکم با مذهب دارد. چنان که مانویان با گرایش خاص به تصویر سازی متون مذهبی شان سنت نگارگری را در آسیای مرکزی و اطراف رونق بخشیدند.
پیشینه ی غنی تصویری بر دیوارها، سنگ نگاره ها ی هخامنشی، پارتی و ساسانی تاثیر زیادی بر پیدایش مکاتب سده های میانه از جمله مکتب بغداد و هرات و ... گذاشت.در این دوره ها کتاب هایی غیر از کتاب های مذهبی مثل کتاب های ادبی ،علمی و... نیز تصویر شد . از جمله مشهور ترین کتاب های مصور ایرانی، کتاب کلیله و دمنه ۳۳۰ ه-ق، قابوس نامه به سال ۴۸۳ ه- ق وسمک عیاردر سده ی هفت میباشد. در سده های اخیر با رواج چاپ سنگی تصویر سازی کتاب وکتاب سازی وارد دوره ی جدیدی از حیات خود شد و در دوره ی مشروطه با گسترش و رواج مطبوعات حضور و کارکرد تصویر در اجتماع رنگی جدی تر و همگانی تر به خود گرفت. طبیعی است که با پیدایش و رونق آموزش و پرورش به سبک جدید و گسترش مدارس به سبک غربی، تصویر گری به ضرورتی برای کتاب های کودکان و نوجوانان تبدیل شد.
در سال های ۱۳۴۰ به بعد تصویرگری کتاب های کودکان به عنوان شاخه ای تعریف شده و دسته بندی شده در ایران مطرح شد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از مراکز اصلی تمرکز بسیاری از هنرهای مربوط به کودکان و از جمله تصویرگری بود . اکنون تصویرگری ایران جایگاهی ویژه و متفاوت در سطح جهانی دارد و تعداد زیادی تصویرگر از نسل جدید این حرفه در کنار نسل های گذشته و با استفاده از تجربیات پیشین مشغول کار و فعالیت هستند .
 

 

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 22:0 | لینک  | 

 

گفت‌وگو با محمدرضا دادگر تصويرگر كتاب كودك و نوجوان:
زكيه سعيدی ـ همشهری آنلاین ـ

كتاب‌هاي كودك و نوجوان را كه ورق مي‌زنيد، اولين چيزي كه مخاطب را جذب مي‌كند تصوير است.

 اما اين روزها اگر نخواهيم بگوييم رشد صعودي تصويرگري كتاب كودك و نوجوان روندي  عكس به خود گرفته، بايد اين واقعيت را بپذيريم كه اين حركت صعودي در حال توقف است.
 محمدرضا دادگر يكي از چهره‌هاي سرشناس تصويرگري كتاب كودك و نوجوان قرار است در اين گفت وگو به اين پرسش پاسخ دهد؛ چرا توقف؟

برای خواندن ادامه ی گفتگو بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید:


• ادامه ی مطلب ...
نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 14:4 | لینک  | 

 

به گزارش سایت شورای کتاب کودک روز سه شنبه اول خرداد 1386 زهره قايينی رئيس هیئت داوران جايزه هانس کريستين اندرسن گزارش شرکت خود را در جلسه هيئت مديره دفتر بين‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY ) که در محل نمايشگاه بين‌المللی کتاب کودک بولونيا برگزار شده بود، به همراه نوش آفرين انصاری (گزارش سفر به جشنواره كتاب نامی - تشكيل كتابخانه در طبيعت) و علی بوذری (شرکت درنمايشگاه بولونيا) در کتابخانه تحقيقاتی شورای کتاب کودک، ارائه کردند.
زهره قائینی دراین جلسه تصميمات اخیر هیئت مديره را اعلام کرد. يکی از تصميمات هیئت مديره، رای نهايی درباره اعضای هیئت داوران جايزه اندرسن بود که از سوی او به عنوان رئيس هیئت داوران در جلسه پيشنهاد شده بود. در اين جلسه 10 نفر از کارشناسان برجسته ادبيات کودکان از سراسر جهان در حوزه متن و تصوير به عنوان داوران اين جايزه برای سال 2008 برگزيده شدند. داوران از کشورهای آرژانتين، بلژيک، کانادا، مصر، فرانسه، نيوزلند، روسيه، اسپانيا، سويس و آمريکا هستند که رياست داوری بر عهده زهره قايينی از ايران خواهد بود.


• ادامه ی مطلب ...
نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 18:19 | لینک  | 

 

براد هلند (Brad Holland) در ميان تصويرسازان جهان و همزمان در حوزه هنر گرافيك و كارتون از محبوبيت و اعتبار فراوانى برخوردار است. اگرچه از او به عنوان كارتونيست ياد مى شود اما قسمتى از اين محبوبيت به خاطر تصوير سازى هاى تاثير گذار و قابل تحسين اوست كه در بسيارى از آنها از سياست هاى دولت آمريكا به تلخى ياد كرده و عملكرد هاى آنان را به باد انتقاد گرفته است. علاوه بر اين ويژگى شخصيت سنديكايى «براد هلند» نيز در برخورد و سازماندهى و در تقابل با همه جرياناتى كه مى خواهند به حقوق صنفى و قانونى هنرمندان صدمه وارد آورند از او چهره اى جنجالى و معترض ساخته است. براد هلند بارها به ديگر هنرمندان ياد آورى كرده است كه بايد از طريق ايجاد راهكارهاى مناسب دست مافيا هاى قدرت را از حوزه ها و مناصب حساس هنرى دور كنند.
براد هلند، شصت و سه سال پيش در آمريكا به دنيا آمد. در كودكى خانواده اش به آركانزاس نقل مكان كردند، در جوانى مدتى را در يك سالن خالكوبى در شيكاگو مشغول كار شد، و حوالى سال ۱۹۶۰ براى هميشه به نيويورك نقل مكان كرد؛ شهرى كه بعدها همكارى اش را با روزنامه نيويورك تايمز از آنجا آغاز كرد و به دنبال آن با ساير مطبوعات كه شاخص ترين آنها نشريه معروف پلى بوى بود ادامه داد. علاقه هنرمند مصرى الاصل؛ سوارس۱ به كارهاى او كه وى در آن زمان مسئوليت صفحه سردبير۲ را در نيويورك تايمز به عهده داشت فرصتى به او داد تا آزادانه استعدادهاى خود را از همان ابتداى كار يعنى سال ۱۹۷۲ به نمايش گذارد.
اكثر آثار براد هلند به مواردى مثل سياست و بحران هاى اجتماعى اشاره دارد. از نظر محتوا و استيل كار نيز متد او در دو مقوله اصلى خلاصه مى شود؛ فريبندگى و طنز نگارى. او روش نسبتاً ساده اى براى ارائه كارهايش دارد كه در عين حال منحصر به فرد است. تصاوير او از توده هايى دودمانند شكل مى گيرند، قهرمانان او چهره اى مه آلود دارند كه به نظر مى رسند از ميان تاريكى ها به سوى روشنايى در حركتند؛ موردى كه در بعضى از آثار هنرمندان سبك باروك همچون رامبراند هنرمند پرآوازه هلندى قابل مطالعه است.
در آثار براد هلند بيشتر از هر چيز سوژه اصلى يا قهرمان را مى بينيم كه از نگاه هنرمند به زير  ذره بين رفته است. در اين قالب او كمتر به حواشى كار و جزئيات مى پردازد. آثار براد هلند بيننده را مستقيماً وارد اصل ماجرا مى كند. كاراكتر هاى او معمولاً هيبتى غول آسا دارند كه در يك فريم با كادرى دقيق خلق شده اند. در اين مسير چندان به جزئيات توجه نمى شود و از ريزه كارى ها و طرح مسائل حاشيه اى نيز خبرى نيست .
براد هلند در طول زندگى هنرى خود به جوايز بسيارى دست يافته است كه از آن جمله مى توانيم به جايزه هاميلتون هينگ۳ به خاطر اثرى به نام «من جداً جدا زاده شدم»  اشاره كنيم، در اين اثر بيننده شاهد پيكر مرد بلندقامتى است كه برهنه ايستاده است در حالى كه اعضاى بدن او با فاصله از هم جدا شده اند و اين جدايى با يك نوع كشيدگى عضلات نيز همراه است.
چاپ مجموعه اى از آثار براد هلند در كتابى موسوم به «رسوايى هاى بشرى» (Human Scandals) در سال ۱۹۷۵ كه همگى با قلم و مركب رسم شده اند براى او اعتبارى جهانى كسب كرد. هنرمند در اين مجموعه به دفاع از آزادى هاى مدنى و حقوق فردى پرداخته و ظلم و ستمى را كه بر افراد بشر تحميل مى شود به شكلى تراژيك بازگو مى كند

براد هلند بارها نسبت به فرهنگ مصرفى و ابتذال هنرى كه فرهنگ عامه را تهديد مى كند واكنش نشان داده و اعتراض خود را اعلام كرده است. او در اين باره به صراحت گفته است: «در آمريكا حقيقتاً فقط يك هنر محبوب وجود دارد و آن سينما است. بيشتر مردم نقاشى را يك سرگرمى و ادبيات را يك تكليف مدرسه به حساب مى آورند.»۴ البته در اين گفته براد هلند همچون آثارش نوعى فريبندگى و طنز وجود دارد ولى نمى توان به تسلط اين رشته از هنر بر تفكر عامه مردم كشورهايى كه ثروت و سرمايه در آنجا حرف اول را مى زند بى توجه بود. در هر صورت جامعه فراصنعتى و مصرف گراى آمريكا براى تحميل توليدات خود نياز به بسترى مناسب دارد كه بايد از نگاه صنعت سينما به آن پرداخت و مخاطبين آن را نيز با آنها مأنوس و آشنا كرد.
براد هلند نسبت به استفاده از حروف و كلمات در آثارش تعلق خاطر خاصى ندارد و يا به روايتى او به ندرت در كارهايش از متن استفاده مى كند، به همين دليل غالب آثار او بدون كلام است. براد هلند اعتقاد دارد كه تصاوير بايد به خودى خود پيام لازم را منتقل كنند و بر اين اساس ضرورتى ندارد كه با دخالت هنرمند و اضافه كردن چيزهاى غيرتصويرى كه به تركيب بندى اثر مربوط نمى شوند بخواهيم به نتيجه مطلوب برسيم و كل مسئله را به صورت تزريقى يكجا به تماشاگر القا كنيم. از موارد ديگرى كه در آثار اين هنرمند قابل توجه است پرداختن به مسائل روحى و احساسى شخصيت هاى آثار اوست. بيننده با نگاه به كاراكترهاى براد هلند به طور ناخودآگاه به يك حس ترحم و نزديكى ميان خود و شخصيتى كه او خلق كرده است مى رسد.
خود او در اين باره با انتقاد به پست مدرنيست ها در مورد رابطه احساس و حقيقت مى گويد...
پست مدرنيست ها اعتقاد دارند كه حقيقت افسانه اى بيش نيست و افسانه نيست جز حقيقت... در واقع اين، ريشه در روحيات عاميانه ما هم دارد. همين مردم اعتقاد دارند كه احساسات نيز شكلى از واقعيات است. در واقع اين اسامى ديگرى براى آنهاست... اين ادعا مى تواند جنون آميز باشد.
با گذر از اين مقدمه به گفت وگوى كوتاهى اشاره مى كنم كه حدود دو سال قبل با او انجام دادم و حيفم آمد آن را منتشر نكنم. اين گفت وگو اگرچه كوتاه است ولى به نظرم حاوى نكات ريزى است كه مى تواند به علاقه مندان هنر تصويرى و دوستداران اين هنرمند كمك كند تا با نحوه تفكر او بيشتر آشنا شوند. در آن زمان من مى توانستم گفت وگوهايم را با او ادامه دهم ولى به علت اختلاف سليقه اى كه ميان ديدگاه هاى ما به وجود آمد متاسفانه اين ارتباط قطع شد و با آن كه تلاش كردم مجدداً با او ارتباط برقرار كنم اما موفق نشدم. اين گفت وگوها از طريق  اى ميل و به طور مستقيم با او انجام گرفته است. گاهى پاسخ براد هلند بلافاصله به من رسيده و گاهى نيز با فاصله چند روز...
در اين جا گفتن اين مطلب شايد ضرورى باشد كه وى علاوه بر غناى هنرى و كيفيت ممتاز آثارش به شدت علاقه مند به طرح مسائل و مبانى تئوريك راجع به مقولات هنرى است. او سخن گفتن را به شدت دوست دارد و با ارائه ديدگاه هاى جنجالى خود مدعيان نظريه هاى هنرى را به چالش مى كشد. گفت وگوى او با ميلتون گليزر نمونه جالبى از تقابل نظريه هاى او با ساير هنرمندان است.
براد هلند اگرچه تحصيلات آكادميك رشته هاى هنرى را طى نكرده است و هميشه از او به عنوان هنرمندى خودآموخته ياد مى شود ليكن در ارائه ديدگاه هاى خود چيزى كم نمى آورد و از نظريات او در حد يك استاد رشته هنرهاى تجسمى استفاده مى شود.
•••
•من كارهاى شما را در سايتى كه به نام شما ثبت شده است ديدم. آنها بسيار زيبا بودند. به اين منظور اجازه بدهيد در رابطه با كارهايتان گفت وگويى با هم داشته باشيم.
از بابت اى ميل شما و ابراز علاقه تان به كارهايم متشكرم. من خوشحال خواهم شد تا با شما گفت وگويى داشته باشم. لطفاً هرگونه مايليد سئوال بفرماييد.
•كارهاى شما را در نيويوركر نمى بينم. تصور مى كنم ترجيح مى دهيد با نشريه نيويورك تايمز يا پلى بوى همكارى كنيد. چرا؟
در سال ۱۹۸۰ من دو روى جلد براى نيويوركر كار كردم. در آن زمان آنها معمولاً روى جلدهايشان را با كارتون يا تصاويرى به چاپ مى رساندند كه از لحنى شاد و روشن بهره مند بودند. كارهاى من تصور مى شد كه بسيار سياه و تاريكند به اين خاطر بعضى از خواننده ها اعتراض داشتند. از آن زمان تاكنون نيويوركر توسط يك كمپانى انتشاراتى غول به نام «كاند ناست» خريدارى شده و اداره مى شود. هر چند در حال حاضر آنها از صفحات هنرى بسيارى استفاده مى كنند ليكن در مبحث بستن قرارداد با طرف قرارداد يعنى هنرمندان خوب عمل نمى كنند

•لطفاً درباره كيفيت و تفاوت سبك كارهايتان با هنرمندانى مثل استاينبرگ توضيح دهيد.
وقتى كودك بودم تصورات يك كارتونيست همراه من بود و بيشتر از همه تحت تاثير «رونالد سيرل» قرار داشتم. اما من به طور غريزى علاقه مند بودم ايده هاى خودم را نقاشى كنم تا آنكه بخواهم آنها را به شكل كارتون درآورم. در آن زمان از اين موضوع متاسف بودم ولى اين يك اشتباه بود. اجراى طرح هاى طنز آميز سياه به قدرت و توانايى بسيارى احتياج دارد.از آن زمان تا حال بسيارى از ايده هاى من كارتون هايى بودند كه در آنها هيچ چيز خنده آورى وجود نداشت و اين به نظر مى رسيد همان راه درستى بود كه مى بايست به انجامش برسانم.
اولين مدير هنرى كه به اين درايت رسيد كه من چگونه كار مى كنم و فهميد كه بهتر است به چه سبكى ادامه دهم «آرت پل» (Art Paul) بود. در آن زمان پلى بوى تيراژى حدود ۸ ميليون داشت. تعداد بسيارى از مردم امكان پيدا كردند تا كارهاى مرا ببينند. آنها به تدريج به مشى كارهاى من نزديك شدند و به آن چيزهايى كه انجام مى دادم احساس نزديكى كردند.
•كارهاى قديم شما بيشتر سياه و سفيد بود و اغلب با مركب و قلم فلزى تصوير شده بودند؛ دايناسورها، جنگ خاورميانه، واترگيت و... آيا هنوز هم به اين سبك كار علاقه مند هستيد؟
بله، من هنوز كارهاى سياه و سفيد خودم را دوست دارم و هنوز هم به آن سبك كار مى كنم، و البته هنوز بيشتر از گذشته مايلم به همان سبك كار كنم به شرطى كه جايى باشد كه به طور مرتب آنها را به چاپ برساند. به هر حال فكر نمى كنم آنها فقط به دوره اى تعلق داشته اند كه من تنها به شيوه اى كاملاً مشخص متمركز شده باشم. در ابتدا هنگامى كه كار با مركب را شروع كردم آن موقع كمتر از سايه زدن استفاده مى كردم. من عادت داشتم از مداد استفاده كنم. براى همين براى مدتى من مركب را براى رنگ آميزى كارهايم استفاده مى كردم و آنجا بود كه تلاش كردم خطوط كارهايم را با رنگ و بوى ديگرى به كار بگيرم. اما حالا مركب را براى خود مركب (طراحى) استفاده مى كنم. اين روش تاثير گذارتر است و خطوط آن نيز برنده تر

 

نوشته شده توسط مریم توحدی در ساعت 15:53 | لینک  | 

 

سيدمحسن وزيری ‌مقدم كه از سوی دولت ايتاليا مرد سال ۲۰۰۵ هنر اروپا معرفی شد، در يادداشتی با عنوان هويت ايرانی توجه به نكاتی را ضروری دانسته و تاكيد دارد كه به‌دست آوردن گنجينه‌ی از دست رفته ايرانی كار آسانی نيست.

  

اين هنرمند نقاش ۸۳ ساله‌ي ايراني كه سال‌هاست در ايتاليا زندگي مي‌كند، در ادامه‌ي اين يادداشت كه در اختيار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار داده، آورده است: هويت ملي در رابطه با محيط زيست تحول مي‌يابد و شكل مي‌گيرد. قصه‌هاي مادربزرگ، يادگيري زبان و ساختار خانواده در تحكيم عواطف و احساسات ايراني فرزندانمان، يعني هويت ملي، نقش مهمي ايفا مي‌كند. كودكاني كه در ايران به‌دنيا مي‌آيند، به‌دليل ارتباط مستقيم با مردم آب و خاك خودشان و نحوه‌ي آموزشي كه در مدارس مي‌بينند، خواه ناخواه هويت ايراني را به‌خود مي‌گيرند. اما كودكاني كه در كشورهاي ديگر به‌دنيا مي‌آيند و يا در سنين نوجواني ناگزير به ترك وطن مي‌شوند، به دشواري مي‌توانند هويت ملي خود را بشناسند. اين فرزندان در محيطي رشد و نمو مي‌كنند كه از نظر فرهنگي و اخلاقي هيچ تشابهي به محيط زيستي كشور ما ندارد و ناگزيرند براي ايجاد ارتباط با هم نوع، زبان آن كشور را ياد بگيرند. در بسياري از موارد كوشش سرسختانه‌ي پدر و مادر براي ياد دادن زبان فارسي، كه يكي از عوامل درك و شناخت هويت ملي است، بي‌نتيجه مي‌ماند.

به‌زعم وزيري مقدم، آشنايي با تاريخ كهن كشور ما، مي‌تواند غرور ملي فرزندان ما را بيدار كند و آنها را با هويت ملي خود آشنا سازد. كودكان و نوجواناني كه در مدارس ايتاليا آموزش مي‌بينند از زندگي ماركوس اورليوس، امپراطور ايتاليا و از زندگي سزار اطلاعات كاملي دارند، اما درباره‌ي دوران پرعظمت هخامنشيان و ساساني، از كوروش، داريوش و رستم و سهراب چيزي نمي‌دانند. زيرا نمي‌توانند شاهنامه را بخوانند، ‌چون مدارس آنجا به فرهنگ و تاريخ سرزمين ما توجهي ندارند و در مواردي آن را نمي‌شناسد. دور بودن از ايران، ندانستن و يا فراموش كردن زبان فارسي، رفته رفته هويت ملي را تضعيف مي‌كند و در اين مرحله است كه فرهنگ غربي بر فرهنگ ايراني ما غلبه مي‌كند و آن را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد.

او در ادامه‌ي اين يادداشت با طرح اين پرسش كه مسووليت اين نابساماني هويتي با كيست؟ وعلاج آن چيست؟ آورده است: سازمان‌هاي روابط فرهنگي ايران در كشورهاي خارج در اجراي اين امر مي‌تواند فوق‌العاده موثر باشد. وي سپس با طرح پيشنهادهايي متذكر شده است، نخست ترتيب كلاس‌ها زبان فارسي در كشورهاي مختلف اروپا، دوم ايجاد جلساتي براي گفت‌وگو درباره‌ي تاريخ وتمدن كشور ما به‌صورت سمعي و بصري و به گونه‌اي مدام. سوم، دعوت از دانشجويان و دانش‌آموزان ايراني به ايران به منظور آشنا ساختن آنها با روحيه، اخلاق و منش مردم كشورشان. در اين راستا دانشگاه‌ها مي‌توانند با صرف هزينه‌ي مختصر، جوانان ايراني مقيم اروپا را به ايران دعوت كنند و آنها را در خوابگاه دانشجويان سكونت داده تا از نزديك با ديدگاه‌هاي جوانان ايراني آشنا شوند. نكته‌ي ديگر، اصلاح قانون نظام وظيفه و حذف واژه‌ي اجباري براي جوانان خارج از كشور است.

او همچنين در ادامه يادآوري كرده است: طي سفرهايم از ايتاليا به ايران، بارها مشاهده كردم كه هواپيماهاي جمهوري اسلامي فقط با يك سوم ظرفيت خود پرواز مي‌كند، چه عيبي دارد كه در چنين مواردي شركت هواپيمايي هما، كساني را كه ميل دارند از كشورشان ديدن و با هويت ملي خود از نزديك آشنا شوند، بليط‌ها ارزان قيمت ( يك‌دهم بهاي معمول) را در اختيار آنان بگذارد. به‌دست آوردن اين گنجينه‌ي از دست رفته، يعني، هويت ايراني كار آساني نيست.

ضروري است تمامي نهادهاي دولتي و فرهنگي براي حل اين مشكل تلاش كنند، چرا‌كه نمي‌توان هويت ايراني را به‌شكل كپسول به خورد جوانان ايراني خارج از ايران داد و يا به‌صورت آمپول به آنها تزريق كرد.

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 16:32 | لینک  | 

 

نورالدین زرین‌کلک در برهه مهمی شروع به فعالیت در حوزه تصویرگری کرد و توانست عملکرد موثری داشته باشد. از این رو تصویرگری وی با گذشت سال‌ها در اذهان ماندگار شده است.

      

محمدعلی بنی اسدی، هنرمند تصویرگر و مدرس دانشگاه هنر، در گفتگو با خبرگزاری "مهر" درباره ویژگی های بصری آثار نورالدین زرین کلک گفت: "تصور من این است که باید از استادانی چون زرین کلک قدردانی شود. زیرا وجود این استادان همواره غنیمت است و این بزرگان سایه هایی بر سر هنر مملکت بوده اند."

وی افزود: "وقتی آثار زرین کلک را مشاهده می کنم، یک نوع تازگی و طراوت در آنها حس می کنم. گرچه امروز امکانات ابزاری در حوزه تصویرگری رشد قابل توجهی داشته اما الحق هم زرین کلک بجا و اصولی از آنها استفاده کرده است. به طور کلی، آثار این هنرمند تماما دارای حال و هوای ایرانی است. همچنین رد پایی از ساختار شخصی هنرمند در آثار این مسئله را روشن می سازد که وی سبکی متمایز از دیگران داشته است."

این مدرس دانشگاه تصریح کرد: "در واقع شوریدگی که با آرامش خاصی در کارهای نورالدین زرین کلک به چشم می خورد، حس مطلوبی به مخاطب القاء می کند. به نظر می آید زرین کلک در برهه مهمی شروع به فعالیت در حیطه تصویرگری کرد و توانست عملکردهای موثری نیز ارائه دهد. از این روست که تصویرگری وی با گذشت سال ها در اذهان ماندگار شده است."

بنی اسدی ادامه داد: "گاه ممکن است اثر این هنرمند در برخورد اول به چشم مخاطب ساده جلوه کند، اما واقعیت این است که او با استفاده از المان های مختلف و منحصر به خود گذشته علاوه بر اینکه در برخورد اولیه اثری مثبت می گذارد، ابعاد تصویرگری را نیز در اذهان مخاطب و در حافظه بصری وی به شکل ماندگار حک می کند. راه حل هایی که زرین کلک در آثار تصویرگری خود از آنها به نحوی هنرمندانه استفاده می کند همواره برایم جالب بوده و من در واقع با نوعی کنجکاوی در آثار وی دقیق می شوم."

وی در پایان گفت: "درباره ویژگی های بصری و تصویری این هنرمند می توان گفت وی نقشی اساسی در پیکره تصویرسازی ایران داشته و من گاه با خود فکر می کنم اگر چنین هنرمندی هرگز در زمینه تصویرگری ایران ظهور نمی کرد، قطعا در سال های بعد جای خالی او و تصویرگری اش را به خوبی حس می کردیم."

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 14:27 | لینک  | 

 

دانشگاه، هنرمند نمی‌سازد و جوانان طراح و تصويرگر در بازار كار است كه آثارشان ارتقا می‌يابد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، ابوالفضل همتی آهويی، طراح و تصويرگر كتاب كودک، با بيان اين مطلب افزود: هر ساله تعداد زيادی از جوانان هنرمندان فارغ‌التحصيل می‌شوند. اما متاسفانه بازار كار چندانی برای آنها وجود ندارد كه كارهايشان محک بخورد و پخته‌تر شود.

مدرس دانشگاه‌های سوره و علم و فرهنگ گفت: وضعيت آموزشی دانشگاه‌ها در مجموع قابل قبول است، اما بايد به دنبال تدريس مطالب تازه‌تر به دانشجويان بود، من شخصا برخی از سرفصل‌های درون را رعايت نمی‌كنم و می‌كوشم تا به‌تدريس متون جديدتری بپردازم.

         

همتی آهويی همچنين عنوان كرد: هنرمندان جوان در سال‌های اخير به تكنيك‌های تازه‌ای رسيده‌اند، اما بايد مجالی پيدا كنند كه استعداد و خلاقيت خود را به‌نمايش بگذارند، به‌همين خاطر، بايد اميدوار بود كه توليد كتاب و سفارش‌های فرهنگی افزايش بيايد.

داور سومين جشنوراه هنر جوان در رشته تصويرسازی، ياد‌آوری كرد: سطح كيفی آثار جوانان هنرمند در رشته تصويرسازی ،‌ بسيار بالا آمده است و اساسا قابل مقايسه با سال‌های گذشته نيست. اما يک جوان فقط نمی تواند نمايشگاه بگذارد، بلكه بايد آثارش را به شكل حرفه ای و در سطحی گسترده عرضه كند.

همتی آهويی در پايان گفت: نگاهی به جشنواره‌های تجسمی نشان می‌دهد كه كيفيت و كميت آثار اين نسل، به نسبت نسل ما، پيشرفت چشمگير داشته است.

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 18:15 | لینک  | 

 

يک نقاش آرام در ماکوندو
فواد خاک نژاد 
 foaaad@gmail.com
 
موافقيد از اينجا شروع كنيم كه...
بنی اسدی حرفم را قطع می‌كند و می‌گويد: (( تو هر چی بگی من شروع می‌كنم، هر چی هم بپرسی من جواب خودم رو می‌دم. )) محمد علی بنی اسدی به جرات يكی از دوست داشتنی‌ترين نقاشان، تصويرسازان و كاريكاتوريست‌های ايرانی است. گپی كه پيش رو داريد حاصل سی دقيقه گفت‌وگو در خانه‌ای در محله تهرانپارس است. خانه‌ای كه بسياری از طرح‌ها و نقاشی‌های آشنايمان در آنجا شكل گرفته است.
بنی اسدی نقاش شناخته شده‌ای است اما برای اين كه او را بهتر و بيشتر بشناسيد بيوگرافی كوتاهی از او را هم در ابتدای مصاحبه قرار داده‌ام:
 
 
مدارک تحصيلی:
مدرک مجسمه سازی از هنرستان كمال‌الملک، ۱۳۵۳
مدرک انيميشن از كانون پرورش فكری كودكان، ۱۳۵۵
كارشناسی هنرهای تجسمی ‌از دانشكده هنرهای زيبا، دانشگاه تهران، ۱۳۵۹
كارشناسی ارشد تصويرسازی از دانشكده هنرهای زيبا، دانشگاه تهران، ۱۳۸۰
 
سوابق كاری:
مربی نقاشی و فيلمسازی كارتون در كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان از ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۹
فعاليت و همكاری مطبوعاتی از ۱۳۵۸ تا كنون با روزنامه و مجلا‌ت: بامداد، كيهان، آيندگان، ايران، زن، كيهان كاريكاتور، كيهان بچه‌ها، صنعت حمل و نقل، گل آقا، كيان، شباب، پيام فولا‌د، باران، گلک، سروش كودكان، سروش نوجوانان، مجلا‌ت رويش و غنچه، كلمه و چندين نشريه ی ديگر.
 
 
چند وقتی است كاريكاتوريست‌ها شديدا از فضای كاری‌شان مايوس شده‌اند، به عنوان مثال افشين سبوكی به ‌اين دليل كه نمی‌خواست با شرايط موجود كار كند از ايران رفت و اين را علنا اعلا‌م كرد، واقعا چه اتفاقی افتاده كه ‌اين جو مايوس‌كننده بين كاريكاتوريست‌ها حاكم شده؟
(( والله، به نظرم اين سوال سختی است. شايد سوال تو را به چند بخش تقسيم كنم بهتر باشد، من در سال ۵۶ به خاطر اين كه در نقاشی دچار مشكل شدم به سراغ كاريكاتور آمدم. در حقيقت به سراغ جنسی از طنز آمدم. من و هم دوره‌ای‌هايم از كسانی شروع كرديم كه برايمان بت شده بودند و ما تازه امروز داريم دركشان مي‌كنيم. ما از كسانی شروع كرديم كه شايد در كشور خودشان هم مهجور بودند. به عنوان مثال ما توپور را خيلي دوست داريم و برايش احترام قایليم، اما شايد در خود كشور فرانسه از او كتابهای زيادی نباشد و آن قدر كه توپور در ايران برای ما مساله بود، آنجا نبود. برگرديم به بحث قبلی، سال سوم دانشگاه بودم كه وارد ماجرای ديگری شدم، وارد يك حيطه و گفت‌وگويی ديگر. ))
 
داريم از سوال اول پرت می‌شويم...
لبخند می‌زند و می‌گويد: (( می‌خواستم به همين جا برسم. دلا‌يلی كه تو دنبالش می‌گردی شايد اينها باشد. اول جوانی، دوم جوان بودن اين رشته و اين كه كاريكاتور در جوانی‌های من هنوز فرصت پرداخته شدن داشت. در اين سالها كم كم نقاشی دوباره برای من پر رنگ شد و كاريكاتور كم رنگ كه آن هم دلا‌يل مختلفی دارد. مهم ترينش سن آدم است. بعد از چند سال آدم متوجه می شود كه با زندگی خو گرفته است و ديگر معترض نيست و اعتراض نمی‌كند. رد اعتراض هم نه به معنای كلی، من همين الا‌ن هم ممكن است معترض باشم. اما اعتراض‌هايم بيشتر رنگ فلسفی به خود گرفته است. اعتراض به هستی. مثلا‌ عمر چقدر كوتاه است و...
آن زمانی كه من شروع به كشيدن كاريكاتور كردم، كاريكاتور جوان بود يا حداقل ما تصور می‌كرديم كه جوان است و اتفاقات زيادی هم حول محور كاريكاتور در شرف افتادن بود. پس بنابراين كاريكاتور اگر حيطه اش را پيدا نكند پس از مدتی به حد اشباع می‌رسد. ))
 
يعنی اگر همين طور و با همين روال كاريكاتور به مسيرش ادامه دهد دچار مرگ می‌شود؟
(( نمی‌ميرد، در حقيقت دچار ركود می‌شود، البته ‌اين قضيه در شكلی ديگر كاملا‌ شخصی هم می‌شود، ببين، جوانها به صورت كاملا‌ ژنتيكی معترض هستند. نسبت به همه چيز. اما من چاره‌ای ندارم كه روزم را با آره شروع كنم، چون نسبت به مسايل زيادی تعهد پيدا كرده‌ام. از سوی ديگر هم به نظر من ديگر خبری از شگفتی‌ها در دنيای كاريكاتور امروز ايران نيست. چه در بخش نمايشگاهی اش و چه در بخش مطبوعاتی. ))
 
می‌خواهم بحث را عوض كنم، می‌گويم: خب آقای بنی اسدی، برگرديم به كارهايتان. هر وقت كه كارهايتان را می‌بينم يك لطافت خاصی را در آن حس مي‌كنم، مخصوصا در بين اين همه كاريكاتور كه عادت به نيش زدن دارند. اين لطافت كارهای شما از كجا آمده؟
(( به نظرم هر كسی نهايتا پس از سالها برای خودش يك پروسه می سازد. پروسه‌ای كه ريز ريز شكل گرفته. من اولين سری از كارهايم‌ كه خوشبختانه زياد منتشر نشد‌ خيلی تلخ بود. خيلی سياه بود. يعنی در واقع سياهی بی مورد. ما سياهی با هدف هم داريم كه اتفاقا سياهی بسيار مفيدی است كه انسان را به نتيجه‌ای می‌رساند. ولی سياهی بی مزه هم وجود دارد. مثل خشونت‌های بی دليل. من هميشه ادعا داشتم‌ كه البته حالا‌ خيلی كم‌تر شده‌ كه می‌توانم خيلی ساده كار بكنم ولی ترجيح می‌دهم سراغش نروم چون معتقدم با زندگی خود آدم هم مخلوط می‌شود. ولی بله، اون نيش زدنی را كه تو می‌گويی شايد به همين دليل است كه حالا‌ رها كرده‌ام و به قول تو كارهايم لطيف شده است. يعنی وقتی شما آرام آرام زندگی را می‌پذيريد متوجه می‌شويد كه نيش زدن دردی را دوا نمی‌كند. حالا‌ هم كه دارم مجموعه ی كارهايم را بررسی می‌كنم می‌بينم بعضی از كارهای اخيرم، فضای عجيبی پيدا كرده است. يك هنرمندی هست به نام هيرونيموس بوش كه خيلی قديمی‌ست. آدم‌های كارهايش خيلی آدم‌های عجيبی هستند. ارتباطات عجيب و غريبی دارند. اين شكل از آدمها در نقاشی‌های من هم پيدا شده است. شايد دنيای غريبی ست كه در تخيلم وجود دارد. به خاطر همين است كه فكر می‌كنم شايد منشا اصلی اين دنيای غريب، شهر سمنان است. سمنان برای من هميشه خيلی جای خاصی بوده است. انگار تكه‌ای از دنياست.
من خيلی دلم می‌خواست اگر روزی زورم می‌رسيد، می‌گفتم كه سمنان چقدر می‌تواند شبيه ماكوندوی گابريل گارسيا ماركز باشد. ))

 

ماخذ : سایت روزنامه ی حیات نو
 
نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 21:14 | لینک  | 

 

گزارش نشست " نقد و بررسی جایگاه تصویرگری کتاب کودک"

از وبلاگ جذول ...

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 19:37 | لینک  | 

 سايت "رسم"

متن زیر نوشته ی "مهدی صادقی" است. لینک سایت ایشان (به نام"رسم") در قسمت پیوندها موجود است...

" هفته گذشته در کلاس درس تصویرسازی، رسیدیم به مبحث تصویرسازی تبلیغاتی. من در طرح درسی که برای این کلاس (تصویرسازی۲) در نظر گرفته‌ام ، تصویرسازی را در پنج گرایش برای دانشجویانم طرح می‌کنم : تصویرسازی تبلیغاتی، تصویرسازی برای دیزاین، تصویرسازی روزنامه، تصویرسازی مجله و تصویرسازی تلویزیونی. خلاصه‌ای از آنچه در این کلاس گفتم :

چشم و ذهن مخاطب این روزها به حد وفور در معرض شعارهای تبلیغاتی مستقیم قرار می‌گیرد که نسبت به اغلب آنها بی‌تفاوت و بی‌توجه شده است. تصویرسازی تبلیغاتی با هدف تبلیغات غیرمستقیم ، جای خود را در بین پروژه‌ها تبلیغاتی باز کرده و چون با این هدف شکل می‌گیرد، ملزم به تبلیغ پنهان و ناپیداست. 

در این تعریف چون تاکید بر تبلیغ و ایده پنهان تبلیغاتی است ، تکنیک‌های تصویرسازی کارآیی چندانی ندارد و برخلاف تصویرسازی‌های دیگر (مثل تصویرسازی کتاب کودک که بخش قابل توجهی از آن به تکنیک برمی‌گردد)، در تصویرسازی تبلیغاتی بیش از آنکه با تکنیک تصویرسازی کنیم، با ایده و فکر، فضاسازی می‌کنیم. طبیعی است این ایده و فکر هر چقدر از سطحی‌زدگی و سطحی‌گرایی دوری کند مقبول‌تر خواهد بود. البته نباید فراموش کرد اگرچه این ایده و فکر تصویرسازی نباید سطحی باشد، اما از سوی دیگر نبایستی دور از فهم مخاطب باشد و به نوعی او را با "معما" روبرو کند.

تصویرسازی تبلیغاتی سه تفاوت عمده با پوستر و بیل‌برد تبلیغاتی دارد. اول اینکه حرف و پیامش را پوشیده‌تر از پوستر تبلیغاتی بیان می‌کند. دوم اینکه در پوسترهای تبلیغاتی ، انتخاب و چینش عناصر بصری، براساس اسلوگان(شعار تبلیغاتی) صورت می‌گیرد در حالی که در تصویرسازی تبلیغاتی، الزامی به این پوشش تصویری اسلوگان نیست. سوم اینکه تصویرسازی تبلیغاتی از نوع تبلیغات تداعی‌کننده است در حالی که پوستر تبلیغاتی  با همه شیوه‌های تبلیغاتی (تداعی کننده ، معرفی کننده و . . . ) سازگاری دارد.

بیشترین کاربرد تصویرسازی تبلیغاتی مربوط به بسته‌بندی کالاهای کم‌قیمت (درگیری پایین) است."

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 13:2 | لینک  | 

 

محمدعلی بنی اسدی: اين مساله كه تصوير تكميل‌كننده متن است، بيشتر در آثاری مشهود است كه نويسنده به نوعی تصويرگری هم می‌كند.

اين تصويرگر كودكان و نوجوانان در گفت‌وگو با ايسنا تصريح كرد: گاه برای هر متن می‌توان تعريف و تصويری تازه داشت و شايد در شعر اين اتفاق راحت‌تر حاصل می‌شود، يعنی تصويرگر و شاعر هر دو بيشتر شخصی كار كنند.

وی درباره قصه گفت: به ندرت قصه‌ای را ديده‌ام كه چندپهلو باشد و بتوان به راحتی شعر برای آن تصاوير مختلفی را متصور شد.

بنی‌اسدی تاكيد كرد: نقش اصلی هر تصويری تامين رابطه‌ی بينابينی با متن است، يعنی گاه بايد بيان كننده نكته‌های خالی كه متن به آن نپرداخته است، باشد و گاه آنچه ويژگی ادبيات نيست و در مقابل در تصوير جايگاه دارد را به تصوير كشد.

اين تصويرگر گفت: هر متنی می‌تواند از متن ديگر متفاوت باشد؛ بنابراين تصويرگری آن نيز می‌تواند متفاوت باشد، گاه متن به هيچ عنوان به تصوير درنمی‌آيد و اينجاست كه دشواری كار تصويرگری مشخص می‌شود. يعنی هميشه اين‌طور نيست كه مثلا بگويند شب بود، هوا طوفانی بود و مردی در سياهی شب به اين سو يا آن سو می‌رفت.

وی گفت: گاه متون، متون دشواری هستند. مثلا وقتی كسی می‌خواهد "مسخ" كافكا را كار كند، بايد بتواند به واسطه‌ی تصوير از عهده ترسيم آدمی كه به سوسك بدل شده و انتقال احساس او برآيد و اين كار به هيچ وجه ساده نيست.

بني‌اسدي گفت: نوع نوشتن در كار تصويرگری موثر است. وقتی نوشته‌ای وام‌داری خود را به تصوير حفظ مي‌كند و نويسنده فرصت و جايی را برای تصوير قايل است، تصوير می‌تواند نقش متون خود را واقعا مطرح كند، اما اين حالت به ندرت اتفاق می‌افتد.

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 12:26 | لینک  | 

 

تصويرگر با خلق فضاهاي پنهاني كه در متن وجود دارد، اين امكان را به كودك مي‌دهد كه بتواند رؤياسازي كند و آن را امتداد دهد.

حافظ ميرآفتابي ـ تصويرگر كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان ـ در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين مطلب گفت: وقتي در تصويرسازي، تصويرگر فراتر از متن و زمان امكان آن عمل مي‌كند، درواقع آغازگر سفري است كه در اين سفر تصويري، به بهانه‌ي اشاره‌هاي كوچكي كه در متن مي‌شود، كودك را به رؤياهاي بزرگ مي‌رساند.

او تصريح كرد: تصويرگران كه لايه‌هاي پنهاني متن را با تصاوير باز مي‌كنند و كودك را به كمك تصاويرشان با رؤياها و تخيلي پرتكاپو آشنا مي‌كنند، باعث زنده شدن رؤياهاي كودكان مي‌شوند.

وي تاكيد كرد: زماني كه كودك با كتاب و تصاوير آن زندگي تازه‌اي را تجربه مي‌كند، اين امكان را مي‌يابد تا در زندگي واقعي هم از آنچه هست، عبور كند، و به آنچه بايد باشد، ولي نيست، فكر كند و آرزوي يافتن آن را داشته باشد. تصاويري فراتر از متن، آرزوي يافتن را در كودك پرورش مي‌دهد.

ميرآفتابي گفت: بين كودكي كه هميشه به آنچه هست خرسند بوده، با كودكي كه هميشه در پي آنچه بايد باشد، ولي نيست، فكر كرده و انتظارش را داشته، تفاوت زيادي است. كودك دوم، پيوسته در حال تكاپو جهت رسيدن به آنچه بايد باشد، ولي نيست، هست و كودك اول كه هميشه به آنچه هست خرسند بوده، ياد دارد كه زندگي جز اين چيز ديگري نيست.

وي تاكيد كرد: تصويرگراني كه فراتر از متن عمل مي‌كنند، اين آرزو را در دل كودكان به وجود مي‌آورند كه بتواند در همين زندگي واقعي و اتفاقات كهنه و بي‌ارزش اطراف، تازگي و ارزش‌هاي جديد را جست‌وجو كنند.

ميرآفتابي تصريح كرد: البته اين مساله كه ما تصور كنيم در مورد چنين مسائلي قانون مطلقي وجود دارد، خطرناك است. چه، فراتر از متن رفتن در شرايطي معقول و مطلوب است كه محتوا و جان ما به داستان جور باشد، يعني در دل داستان هم، اين جنس تخيل بايد وجود داشته باشد.

وي درباره لزوم استفاده از تصاوير سورئال براي كودكان گفت: تصاوير فراواقعي، باعث زندگي جديد رؤياهاي كودك مي‌شوند. چه، كودك زماني با اين تصاوير مواجه مي‌شود، مثل آليس مي‌ماند كه وارد سرزمين عجايب شده است. همان‌طور كه آليس وقتي وارد سرزمين عجايب شد، پي در پي با اتفاقات و بازيگوشي‌هاي عجيبي روبه‌رو شد، كودك نيز مثل آليس در كنار اين‌گونه تصاوير، جنس جديدي از زندگي و رؤياها را تجربه مي‌كند.

اين تصويرگر كتاب‌هاي كودكان افزود: به عبارتي، تصاوير فراواقعي به گسترش باورهاي كودك خيلي مي‌توانند كمك كنند و او را از آنچه هست عبور دهند، منتها اين تصاوير هم به شرطي تاثيرگذارند كه در هماهنگي با متن باشند.

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 17:8 | لینک  | 

كاظم اطلايی ـ تصويرگر كتاب‌های كودكان و نوجوانان ـ در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين مساله گفت: ‌واقعيت اين است كه بچه‌ها به هر دوی اينها نيازمندند؛ بنابراين وقتی كه براي بچه‌ها شعری خوانده می‌شود، با دقت به آن گوش می‌دهند و در دنيای خيال خود، آن را به تصوير می‌كشند. همچنان كه از ديدن كتاب‌هايی با تصاوير قوی لذت مي‌برند.

او نياز تصوير را براي كودكان، در كتابهای مختلف علمی، داستانی، شعر، عكاسی و غيره، متغير دانست و گفت: وقتي يك داستان تاريخی عنوان می‌شود، تصويرگر بايد اطلاعات مربوط به لباس، پوشش، زمان و فضا را از طريق تصوير منتقل كند. چراكه يك داستان‌نويس نمي‌تواند همه ی اينها را از طريق داستان منتقل كند و نيازمند همراهی تصويرگر است.

وی با طرح اين پرسش كه آيا داستانهای فانتزی و تخيلی نيز نيازمند كار تصويرگری‌اند، گفت: اگر تصويرسازی باشد كه به واسطه‌ی تجربه‌های خود بتواند دنيای خيال بچه‌ها را غنی كند، بايد از تصاويرش بهره برد. چه، تصويرگر با اين كار به كمك متن می‌آيد و ممكن است نويسنده صرفا فضای كلی داستان را نقل كرده باشد و در اينجا تصويگر خيلی می‌تواند اين دنيا را بسط دهد.

اطلايی تصويرگر را كمك كار نويسنده توصيف كرد و گفت: تصوير موجب زيباتر شدن اثر می‌شود و باعث می‌شود بچه‌ها با آن ارتباط بهتری را برقرار كنند، مضاف بر اينكه تصوير باعث می‌شود علاوه بر داستان، با فضای ديگری كه در ارتباط با متن است، آشنا شوند.

نوشته شده توسط عباس ریاضی (مدیر وبلاگ) در ساعت 1:13 | لینک  | 

 

تصويري موفق است كه قادر به پيدايش جنبش و تحرك هر چند كوچك و نامحسوس در