
سيمرغ از غرب و شرق
مريم نيكخواه ابيانه
برگرفته از وبلاگ علی هاشمی شهرکی
اسفند ماه سال گذشته كتابی در برگيرنده ی آثار تصويرگران حاضر در کارگاه آموزشی هنرمند تصویرگر بریتانیایی پاتریک بنسون Patrick Benson منتشر و در اختيار تصويرگران و علاقهمندان به اين هنر قرار گرفت. اين كارگاه در بهمن ماه سال ۸۵ پس از نمایشگاه گروه مجیک پنسل Magic Pencil که به همت انجمن تصویرگران و همکاری بخش فرهنگی سفارت بریتانیا در خانه هرمندان برگزار شده بود، با حضور بنسون یکی از اعضای این گروه و با موضوع داستان سيمرغ عطار نيشابوری برای منتخبی از تصویرگران ایرانی برگزار شد. بنسون تصویرگری قانونمند و وفادار به متن است و سعی می کند در چارچوب های آن آثار خود را خلق کند. اين تصويرگر ۵۲ ساله تا به حال بیش از ۲۴ کتاب داستان را تصویر کرده و با نویسنده هایی از جمله کنت گراهام Kenneth Grahame ، رولد دال Roald Dahl و راسل هابان Russell Hoban همکاری داشته است.

پاتريک بنسون
با نگاهی گذرا به آثار خلق شده در اين كارگاه و مقايسه آن با اثر خود بنسون با موضوع داستان سيمرغ، تفاوت نوع برخورد او با تصویرگری در مقايسه با نوع برخورد تصویرگران ایرانی به سادگی به چشم میآید. به همین خاطر گفت وگویی کوتاه با برخی از شرکت کنندگان در کارگاه تصویرگری او در تهران داشتیم تا از نظرات این تصویرگران درباره ی روش کار بنسون با خبر شویم :
از نظر شما چه تفاوت هایی بین تصویرگری شرقی (ایرانی) با تصویرسازی بنسون وجود دارد؟
مانلی منوچهری: اولین تفاوت، در سنت تصویرگری ما نسبت به تصویرسازی بنسون است. در آثار ما گرایش به آثار دو بعدی و انتزاعی بسیار زیاد است و در آثار بنسون به طبیعت، ایجاد پرسپکتیو و پرداختن به جزئیات و نور و سایه توجه شده و همچنین ایجاد فضایی فانتزی و باورپذیر برای مخاطب دارد. دوم بنسون در آثارش توجه به متن و گروه سنی مخاطب دارد گفتگوهایی که بین نویسنده، تصویرگر و ناشر شکل می گیرد با این هدف است که تصویر تا آن جا که ممکن است بیان کننده روحیات متن و مکمل آن باشد و به ارتقاء آن کمک کند؛ در حالیکه در ایران متاسفانه ارتباط متن و تصویر با مخاطب، در درجات بعدی اهمیت قرار دارند و مخاطب شکل مجازی دارد. تصویرگران بیشتر به ارايه آثاری هنرمندانه و نو می اندیشد و تحقیقی در رابطه با نیازهای گروه سنی مخاطب و میزان درک کودک از تصویر انجام نمی شود. تفاوت دیگر در مدت زمانی است که او برای انجام یک پروژه صرف می کند. پیش طرح های مختلف، تمرکز و زندگی طولانی با یک موضوع باعث می شود که کار عمیق تر، با قدرت بیشتر و هماهنگ تر با موضوع پیش رود؛ حال آنکه تصویرگری در ایران خیلی شتابزده و در زمان محدود اتفاق می افتد که البته دلیل عمده آن مسایل اقتصادی است. چون تفاوت زیادی بین دستمزدهای تصویرگری در ایران و انگلستان وجود دارد.
کمال طباطبایی: به نظر من با میل به غربی شدن که در این چند سال فزونی یافته دیگر سنت تصویری شرقی و ایرانی برای هیچکداممان باقی نمانده که تفاوتی را نظاره گر باشیم. تفاوتی اگر باشد در میزان حساسیت در جهت رساندن پیام به مخاطب(کودک) و اهمیت کاربردی آن است.
پژمان رحيميزاده: بنسون داراي سبكي خاص و نگرشي متفاوت است. آن چه در طرز تفكر او بسيار پررنگ است اهميت تصوير از لحاظ تأثير رواني بر ذهن مخاطب است. نگراني او قبل از دغدغههاي رنگ، فرم و تركيببندي، برقراری ارتباطي سالم و بدون ابهام و پيچيدگي با مخاطب است.
فاطمه رادپور: بنسون نگاه واقعگرايانه و رئال به موضوع دارد اما نه مانند نگاه دوربين. او زاويههای خاص و اغراق شدهای در كارهايش نشان می دهد اما رئالیسم خود را از دست نمی دهد. نگاه بچههاي تصويرگر ايرانی نگاه تخيلي و فانتزي است. گاهي آنقدر وارد تخيل می شويم كه نمیدانيم متن از ما چه ميخواهد.
علي هاشمي شهركي: به نظر من نمیشود تصويرسازی ايران را در مقابل تصويرسازی بنسون گذاشت و اين دو را با هم مقايسه كرد. تصويرسازی بنسون به شكلی معرف جنسی از تصويرسازی سنتی اروپای غربی و بخصوص كشور انگلستان است. در حال حاضر در همين منطقه تصويرگران به روزتری هم هستند كه تكنيک كارشان با پاتريک بنسون تفاوت های زيادی دارد و شايد بتوان گفت كه خلاق ترند. در هر صورت تصويرگران ايرانی خلاقانهتر از پاتريک بنسون كار ميكردند و در استفاده از تكنيک و عوامل بصري پيشروتر از او بودند. تصویرسازی بنسون و آن جنس تصويرگری كه او معرف آن است به لايههای رويی و اوليه ی داستان يا متن پايپند است اما تصويرگران ايرانی بيشتر به دنبال بازنمايی جانمايه يا لايههای نهفته تر داستان هستند.
فرشید شفیعی: بنسون می گفت اینجا خیلی گرم است. من گفتم ما رو نفت نشسته ایم، انگلیسیها که خوب میدانند. من شروع کردم به کشیدن. او میگفت این دیگر چیست؟ من میگفتم هنوز هیچ چیز. او میگفت مگر خودت نکشیدی؟! برایش عجیب که بود ما مثل نقاشها کار میکنیم. آن ها کاملا تصویرساز هستند، با یک روند مشخصِ قدم به قدم. اما نمیدانم ما چه هستیم. تصویرگر؟ نقاش؟ فرمالیست؟ بنسون تقریبا از رنگ چیزی نمیدانست.

اثر فرشید شفیعی
چقدر با داستان سیمرغ ارتباط برقرار کردید و بنسون با این داستان چه برخوردی داشت؟
هاشمي شهركي: داستان سيمرغ عطار از داستاهای كهن و عرفانی ايران است و اولين نكتهای كه براي شخص من مهم بود بازنمايی فضای معنوی-عرفانی داستان بود. يعنی به تصوير كشيدن تحول تدريجی پرندگان كه شخصيت های اصلی و نمادين اين داستان هستند. اما بنسون برخوردی مادی با داستان داشت و مدام تعداد پرندگان را به همه گوشزد ميكرد و پرندگان کارهای بچه ها را می شمرد.
طباطبایی: این داستان، داستان رسیدنِ به معشوق و سوختن در آتش اشتیاق اوست وبرای منِ ایرانی فضایی ملموس و قابل درکی دارد. با این حال هنگامی که این داستان در قالب بصریِ دوره ای که در آن هستیم تعریف تصویری به خود می گیرد، شاید فضای تصویری من تفاوت چندانی با فضای تصویری بنسون نداشته باشد؛ به واسطه غلبه سنت غربی در مراکز و مدارس هنری ما.
رادپور: فضاي معنوي این داستان به راحتی در تصاوير اكثر ما جريان پيدا كرد و کارهای ما خیلی تخیلی از آب درآمدند. بنسون هم اتودهای میزد ولی برخورد او با اين داستان واقعگرايانه بود. او تصويری كه از سيمرغ داشت اصلا تخیلی نبود.
شفیعی: من با داستان هیچ ارتباطی برقرار نکردم. وقت کم بود و فضا مناسب یک کار عرفانی نبود. شاید یک داستان ساده بیشتر جواب میداد. اما من سعی کردم پرنده بکشم و یک تصویر خوب ارایه بدهم.
رحيميزاده: هر تصويرگری آرزو میكند برای چنين داستانی تصوير بكشد. تجربهای است بسيار لذت بخش كه همراه با داستانی نوشته شده در چند قرن پيش، بتوانی خودِ درونت را به تجسم درآوری.
منوچهری: فکر می کنم یک داستان قدرتمند با لایه های مختلفی که در متن آن وجود دارد، برای همه و در همه جای دنیا جذابیت خواهد داشت زیرا کشش های تصویری زیادی دارد که هر تصویرگر می تواند بخشی از آن را انتخاب کند و با توجه به علاقه و نگاه خود به آن بپردازد.
آیا یک تصویرگر غربی گزینه خوبی برای سرپرستی ورک شاپی با موضوع داستان های شرقی و عرفانی است؟
منوچهری: به نظر من درک ما و ارتباط ما با این موضوعات، مسلما بیشتر از یک تصویرگر غربی است و البته بستگی به میزان شناخت آن شخص نسبت به عرفان شرق دارد. اگر منظور از ورک شاپ یک داد و ستد و آموزش بوده است، بهتر داستانی انتخاب می شد که برای استاد و گرداننده کارگاه، با توجه به فرهنگ سرزمین خودش قابل درک و به روحیه کاری او نزدیک تر باشد.
هاشمي شهركی: همان طور که گفتم درک مفاهیم معنوی-عرفانی داستان های شرقی برای تصویرگران غربی ساده نیست و شاید هم به خاطر فقدان مفاهیم معنوی در فرهنگشان این کار غیر ممکن باشد. اما بودن بنسون در این ورک شاپ خالی از لطف نبود. برخورد بنسون با داستان مادی بود اما این برخورد اشتباه نبود. او اول از همه ذهن کودک را در نظر می گرفت و می گفت: «کودک مفاهیم عرفانی را متوجه نمی شود. او فقط در تصویر به دنبال نکاتی می گردد که در داستان آمده است پس وقتی می گوییم سیمرغ یعنی این که تصویرگر باید سی عدد پرنده بکشد». حق با او است کودک مفاهیم معنوی- عرفانی را متوجه نمی شود. و شاید باید بپرسیم که آیا اصلا تصویر کردن داستان های عرفانی برای کودکان مناسب است یا نه؟
طباطبایی: تا آنجا که من می دانم عامل فضا در ایجاد یک تصویر صادقانه و حقیقت گرا بسیار مهم و موثر است. اما می دانیم که تصویرسازی یک نوع بکارگیری است نه فرایندی از آشکارسازی و ابداع هنری، و در این شرایط دیدن نمای باز و نمای بسته یک فضای عرفانی بستگی به میزان فهم و نزدیک شدن به آن فضای عرفانی و درک موقعیت های عاطفی و احساسی آن دارد. از همین منظر است که غرب در تمامی جهان شعبه دارد و سعی در شناخت و بررسی عناصر و ویژگی های هر فرهنگ و تمدنی دارد.

اثر کمال طباطبایی
شفیعی: نمیتوانم حکم کلی بدهم، اما اصول و ویژگی های تصاویر مثلا عرفانی در همه جای دنیا یکی است. تقریبا کسی که به این فضا و ویژگی هایش آشنا باشد. شاید بتواند درس بدهد.
رادپور: هر كس در حوضه ی كاری خودش به شناخت و رمز و رازی میرسد كه قابل احترام است. تفاوت نگاه بنسون با ما باعث شد كه به نقطه نظرهای جالبی برسيم. يادمان باشد كه ما تصويرگر هستيم و بايد امانتدار خوبی برای متن باشيم.
روش بنسون در ورکشاپ چگونه بود؟ از کجا شروع کرد و چگونه پایان داد؟
رحيمیزاده: بنسون كار خود را با بیان مختصری از زندگيش و نمايش آثاری كه دوست داشت شروع کرد. سپس برای ابعاد كار تصميم گرفت و در انتها ما شروع به كار كرديم. در حين كار نيز با توجه به اتود و طرح های مدادی، مطالبی میگفت كه كمتر در زمينه ی تكنيكی و شيوههای اجرايی بود.
رادپور: او ابتدا به معرفی ادبيات و تصويرگری كشورش پرداخت و آثار خودش را به نمايش گذاشت و در مورد ارتباط تصويرگر و نامش در انگلستان صحبت كرد بنسون ميگفت در كشور او راه های زيادی بايد سپری شود تا يک تصويرگر جايگاهش تثبيت شود. فكر میكنم تصويرگر شدن در كشور او دشوارتر از كشور ما باشد. حضورش در كارها سنگينی نمیكرد و روی كارها دخالت مستقيم نداشت تا زمانی كه كارها تا حد متوسطی پيش رفته بود. بيشتر سوال میكرد كه چرا اين كار را كردی و چرا چنين تصويری را كشيدهای؟ و سپس نظرش را در مورد كار بيان كرد.
شفیعی: بنسون روشی معمولی داشت. از استوری برد، طرح داستان و ساخت تصویری خبری نبود مخصوصا که قرار یک تصویر کار شود.
منوچهری: پیش طرح ها و کلنجارهایی که در برخورد با هر موضوع داشته و روند کاری او در ارتباط با نویسنده و ناشر و ارتباط تنگاتنگ بین خود و آن ها در شکل گیری اثر را بیان کرد. سپس اسلایدهایی از آثار افرادی که در زندگی هنری او موثر بودند، از تصویرگران سنتی انگلستان تا امروز، نمایش داد. بعد از آن هر کس مستقلا فرصت یافت تا در مورد کارش با او به گفت وگو بپردازد.
طباطبایی: آثار ایرانی برایش جالب و جذاب بود و از نبوغ و استعداد کودکان ایرانی صحبت کرد که می توانند تصاویر غامض و پیچیده تصویرگران ایرانی را درک کنند. صحبت از درک پایین کودکان اروپایی کرد که از فهم این آثار درمانده و عاجز هستند.

اثر پاتريک بنسون
چه نکاتی در کار تصویرگران ایرانی برای بنسون جالب بود و چه انتقادی داشت؟
شفیعی: برایش عجیب بود که ما مثل نقاشها کار میکنیم.
رادپور: نگاه فانتزی و تعليقی كه در كار بچهها بود هم برايش جالب بود و هم عجيب. او انتظار داشت كه بچهها زبانی نزديک تر به متن پيدا كنند. نگاه تصويرگران نگاهی درونی بود و با دنيای بنسون كاملا تفاوت داشت. هركس هرجوری دلش ميخواست كار میكرد. به هرحال به نظر من تصويرگری و نقاشی يک تفاوت های كوچكی با هم دارند و آن امانتدار بودن به متن است.
طباطبایی: فضای پرتحرک تصویرسازان ایرانی و همچنین فرار ما ایرانی ها از به تصویر در آوردن واقعیت عینی زندگی و گریز به فضای خیالی که آرزوی آن را داریم از نکات جالبی بود که پاتریک بنسون را متحیر کرده بود.
رحيميزاده: پيشرفت تصويرگری، آثار گوناگون و شيوههای اجرايی تصويرگران ايرانی برايش بسيار تازه و غير قابل تصور بود. سرعت عمل در اجرای كارها به گونهای بود كه او را متعجب میساخت. بيشترين نقد و نگرانی او در مورد مخاطب و ارتباط برقرار نكردن با تصاوير پيچيده بود.
هاشمي شهركی: بنسون مدام می گفت این همه برخورد متفاوت با این داستان برایش خیلی جذاب است. البته برخوردهای متفاوت با داستان های معنوی-عرفانی در ایران مساله عجیبی نیست و تصویرگران ایرانی به شکل طبیعی برداشت شخصی خود را از این گونه داستان ها به تصویر می کشند و هر کسی از ظن خود یار داستان می شود. از طرفی بنسون از عدم پایبندی بچه ها به داستان شکایت می کرد.
منوچهری: به نظر می رسید تنوع نگاه تصویرگران به یک موضوع واحد و همچنین تفاوت بسیار شیوه کار تصویرگران با روش خودش برای او جالب توجه است و بیشترین انتقادش در رابطه با عدم هماهنگی این متن عرفانی با بعضی تصاویر بود.
نکته خاصی در مورد این گونه کارگاهها در نظر دارید؟
منوچهری: حضور استادی مانند بنسون و شنیدن تجربیات او و دیدن آثار و شیوه ی کارش فوق العاده بود، چون بسیار متفاوت با شیوه ای است که ما در ایران به کار می گیریم. اگر این ارتباط بین تصویرگران بزرگ دنیا و تصویرگران ایرانی ادامه یابد، باعث ایجاد پرسش و پاسخ ها و نقد و انتقادات موثر و مثبتی می شود که البته این دادوستد بین ما و ایشان متقابل است. چون مسلما برای آن ها هم آشنایی با یک فرهنگ دیگر که از لحاظ سنت تصویرگری بسیار غنی است جذاب خواهد بود.
طباطبایی: به هرحال حضور یک تصویرگر غربی که سنت تصویری کهنی را پشت سرخود داشت شرایط و موقعیت جذابی را برای من بوجود آورده بود که با دیدن تصاویر لیتوگراف با قدمت ۱۰۰ سال که بنسون باخود همراه داشت لذت مضاعفی را برای من به همراه آورد. صحبت از قراردادهای مالی تصویرگر و حمایت ناشر، حق مالکیت معنوی و مادی تصویرگر بر آثارش، تصور همگی ما را از شرایط کار حرفه ای در دنیا روشن تر کرد.
هاشمي شهركی: برگزاری این کارگاه ها برای برقراری ارتباط بین تصویرگران ایرانی و خارجی خیلی مفید است و موجب تبادل تجربه ها می شود. در عین حال باعث می شود تصویرگران ایرانی، جایگاه بالایی که در هنر تصویرگری در دنیا دارد را بهتر درک کنند.
شفیعی: ارتباط هایی از این دست بسیار خوب است چون تجربه و اطلاعات رد و بدل میشود. اما بنسون مداد اتود منو گرفت و پس نداد. من هم وقتی روش آنور بود، اتودش را برداشتم.

اثر پژمان رحیمیزاده
رحيمیزاده: هدايت يک گروه در به سرانجام رساندن كار و دستيابی به هدف مورد نظر ويژگیهايی است برای يک استاد، كه در غرب و شرق فرقی نمیكند.
رادپور: اين ارتباط ها و بدهبستان هايی كه بهخاطر در كنار هم بودن بوجود میآيد بسيار جالب است. به هرحال بنسون نيز با دنيايی متفاوت از دنيای خودش آشنا شد.
*تصوير آغازين مطلب بخشی از اثر پاتريک بنسون و طرح جلد كتاب مجموعه آثار كارگاه سيمرغ است.
*اين مطلب در شماره ۱۲۱ دوهفتهنامه تنديس در تاريخ ۲۰ فرودين ماه منتشر شده است.
