سيدمحسن وزيری مقدم - هويت ايرانی و جوانان ايرانی خارج از ايران
سيدمحسن وزيری مقدم كه از سوی دولت ايتاليا مرد سال ۲۰۰۵ هنر اروپا معرفی شد، در يادداشتی با عنوان هويت ايرانی توجه به نكاتی را ضروری دانسته و تاكيد دارد كه بهدست آوردن گنجينهی از دست رفته ايرانی كار آسانی نيست.

اين هنرمند نقاش ۸۳ سالهي ايراني كه سالهاست در ايتاليا زندگي ميكند، در ادامهي اين يادداشت كه در اختيار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار داده، آورده است: هويت ملي در رابطه با محيط زيست تحول مييابد و شكل ميگيرد. قصههاي مادربزرگ، يادگيري زبان و ساختار خانواده در تحكيم عواطف و احساسات ايراني فرزندانمان، يعني هويت ملي، نقش مهمي ايفا ميكند. كودكاني كه در ايران بهدنيا ميآيند، بهدليل ارتباط مستقيم با مردم آب و خاك خودشان و نحوهي آموزشي كه در مدارس ميبينند، خواه ناخواه هويت ايراني را بهخود ميگيرند. اما كودكاني كه در كشورهاي ديگر بهدنيا ميآيند و يا در سنين نوجواني ناگزير به ترك وطن ميشوند، به دشواري ميتوانند هويت ملي خود را بشناسند. اين فرزندان در محيطي رشد و نمو ميكنند كه از نظر فرهنگي و اخلاقي هيچ تشابهي به محيط زيستي كشور ما ندارد و ناگزيرند براي ايجاد ارتباط با هم نوع، زبان آن كشور را ياد بگيرند. در بسياري از موارد كوشش سرسختانهي پدر و مادر براي ياد دادن زبان فارسي، كه يكي از عوامل درك و شناخت هويت ملي است، بينتيجه ميماند.
بهزعم وزيري مقدم، آشنايي با تاريخ كهن كشور ما، ميتواند غرور ملي فرزندان ما را بيدار كند و آنها را با هويت ملي خود آشنا سازد. كودكان و نوجواناني كه در مدارس ايتاليا آموزش ميبينند از زندگي ماركوس اورليوس، امپراطور ايتاليا و از زندگي سزار اطلاعات كاملي دارند، اما دربارهي دوران پرعظمت هخامنشيان و ساساني، از كوروش، داريوش و رستم و سهراب چيزي نميدانند. زيرا نميتوانند شاهنامه را بخوانند، چون مدارس آنجا به فرهنگ و تاريخ سرزمين ما توجهي ندارند و در مواردي آن را نميشناسد. دور بودن از ايران، ندانستن و يا فراموش كردن زبان فارسي، رفته رفته هويت ملي را تضعيف ميكند و در اين مرحله است كه فرهنگ غربي بر فرهنگ ايراني ما غلبه ميكند و آن را تحتالشعاع قرار ميدهد.
او در ادامهي اين يادداشت با طرح اين پرسش كه مسووليت اين نابساماني هويتي با كيست؟ وعلاج آن چيست؟ آورده است: سازمانهاي روابط فرهنگي ايران در كشورهاي خارج در اجراي اين امر ميتواند فوقالعاده موثر باشد. وي سپس با طرح پيشنهادهايي متذكر شده است، نخست ترتيب كلاسها زبان فارسي در كشورهاي مختلف اروپا، دوم ايجاد جلساتي براي گفتوگو دربارهي تاريخ وتمدن كشور ما بهصورت سمعي و بصري و به گونهاي مدام. سوم، دعوت از دانشجويان و دانشآموزان ايراني به ايران به منظور آشنا ساختن آنها با روحيه، اخلاق و منش مردم كشورشان. در اين راستا دانشگاهها ميتوانند با صرف هزينهي مختصر، جوانان ايراني مقيم اروپا را به ايران دعوت كنند و آنها را در خوابگاه دانشجويان سكونت داده تا از نزديك با ديدگاههاي جوانان ايراني آشنا شوند. نكتهي ديگر، اصلاح قانون نظام وظيفه و حذف واژهي اجباري براي جوانان خارج از كشور است.
او همچنين در ادامه يادآوري كرده است: طي سفرهايم از ايتاليا به ايران، بارها مشاهده كردم كه هواپيماهاي جمهوري اسلامي فقط با يك سوم ظرفيت خود پرواز ميكند، چه عيبي دارد كه در چنين مواردي شركت هواپيمايي هما، كساني را كه ميل دارند از كشورشان ديدن و با هويت ملي خود از نزديك آشنا شوند، بليطها ارزان قيمت ( يكدهم بهاي معمول) را در اختيار آنان بگذارد. بهدست آوردن اين گنجينهي از دست رفته، يعني، هويت ايراني كار آساني نيست.
ضروري است تمامي نهادهاي دولتي و فرهنگي براي حل اين مشكل تلاش كنند، چراكه نميتوان هويت ايراني را بهشكل كپسول به خورد جوانان ايراني خارج از ايران داد و يا بهصورت آمپول به آنها تزريق كرد.
اولین پایگاه تخصصی خبررسانی