فستيوال فِتيش

نگاهی به جشنواره‌پرستی در عرصه هنر تصويرگری ايران

علی هاشمی شهرکی

نگاهي منصفانه به فضاي هنري سال‌هاي اخير كشور مشخص مي‌كند كه جشنواره‌پرستي در ميان قشر جوان‌تر هنرمندان بيداد مي‌كند؛ هنرمندانِ تازه‌نفس هر روز دنبال فراخوان‌ جشنواره‌هاي داخلي و خارجي مي‌گردند و باور دارند كه با ارائۀ اثر به جشنواره‌ها و موفقيت در آن‌ها شأن و مقام حرفه‌اي به‌دست خواهند آورد. اين باور چنان جدي است كه نوجوانان خوش‌ذوق، ورود خود به فضاي حرفه‌ايِ هنر را با تاريخ ارسال اولين اثر خود به يك جشنواره همزمان مي‌دانند و تعداد آثار چاپ شده‌شان در كاتالوگ‌ جشنواره‌ها، برايشان معيار حرفه‌اي بودن و سابقه كار است.
همان نگاه منصف و دلسوز بيانگر عدم پيشرفت هنر كاربردي در جامعۀ ما نيز هست؛ اين سؤال مطرح است كه با داشتن اين همه هنرمند حرفه‌ايِ جايزه‌بگير، چرا هنرهايي كاربردي همچون گرافيك و تصويرسازي و حتي كاريكاتور در عرصه‌هاي كاركردي خود پيشرفت چنداني نداشته است؟ پس جشنواره‌هاي هنري به چه درد مي‌خورند؟ هدف از برگزاري اين جشنواره‌ها چيست؟ سود و زيان اين جشنواره براي فضاي هنري چه‌قدر است؟ نتايج اين جشنواره‌ها در بازار كار چه تأثيري دارد؟

در اين نوشته مجالي براي بررسي همه‌جانبه و آسيب‌شناسي هنرهاي كاربردي نيست، پس از ميان سه هنري كه نامشان برده شد تنها به هنر تصويرسازي مي‌پردازيم كه مانند آن دو هنر ديگر اين‌روزها سرگردانِ جشنواره‌هاي رنگارنگ شده است. البته تعداد جشنواره‌هاي تصويرگري نسبت به فستيوال‌هاي گرافيك و كاريكاتور كمتر برگزار است اما آثار سوء همين‌ها نيز در هنر تصويرسازي به‌راحتي به‌چشم مي‌آيد. در اين بررسي دو سؤال عمده وجود دارد؛ اول، هدف از برگزاري اين جشنواره‌ها چيست؟ دوم، سود و زيان اين جشنواره براي فضاي هنري چقدر است؟
در پاسخ به پرسش اول مي‌شود از دو زاويه نگاه كرد؛
۱- نگاه خوش‌بينانه: يك جشنواره تصويرگري با اهدافي از قبيل شناسايي استعدادهاي جوان و نو، حمايت از اين استعدادها و معرفي آن‌ها به بازار كار حرفه‌اي، پيش‌برد هنر تصويرگري و ايجاد محلي براي عرضه تجربه‌هاي نو هنري برگزار مي‌شود. اين اهداف همگي مفيد و لازم است تا هنر تصويرگري كشور پيشرفت كرده و در نتيجه اين پيشرفت صنعت نشر كتاب كودك و در نهايت فرهنگ تصويري مخاطب ارتقا يابد. اما شواهد بيروني، اين ارتقا و پيشرفت را نشان نمي‌دهد.

۲- نگاه بد بينانه:‌ يك جشنواره هنري و به‌ويژه جشنواره تصويرگري با اهداف پنهاني از قبيل «نمايشِ حمايت» مراكز و حامياني چون دولت و برگزاركنندگان جشنواره از هنر تصويرگري است، كه منجر به دست‌يابي به سودهاي مالي و شبه فرهنگي از برگزاري اين مراسم مي‌شود يا حداقل بيلان كاري آن‌ها را پر مي‌كند. از طرفي گاهي سوء استفاده‌هاي مضموني و تئوريك از هنر تصويرگري هدف پنهان برگزاري اين جشنواره‌ها مي‌شود تا اين بار نمايشِ ظاهريِ حمايتِ هنرمندان تصويرگر از آن مضامين و تئوري‌ها تدارك ديده شود. واضح است كه اين اهداف و برخوردها نه در پيش‌برد هنر تأثيري دارد نه آثار اين جشنواره‌ها مشكلي از بازار كار حل مي‌كند. عده‌اي نيز در اين ميان هستند كه با نگاه‌هاي افراطي به نوگرايي در هنر تصويرگري جشنواره برگزار مي‌كنند؛ نگاهي كه به كل كاربردي بودن اين هنر را به دست فراموشي سپرده و گويا بيشتر هدفش معرفي نوعي خاص از تصويرگري به عنوان هنر مطلق تصويرگري است و ديگر برخوردها با اين هنر را مردود مي‌شمرد. برخورد اين عده نيز با محوريت دادن به يك سليقه خاص كمكي كه نمي‌كند هيچ، تأثيرات منفي فراواني هم بر اين هنر مي‌گذارد.

انديشيدن به سود و زيان جشنواره‌ها در عرصه هنر تصويرگري نيز نشان مي‌دهد كه در سال‌هاي اخير زيان جشنواره‌ها بيش‌تر از سودشان بوده است. صدماتي كه اين جشنواره به هنر تصويرگري وارد كرده‌اند را در كل مي‌توان به اين شكل مطرح كرد كه پيش از هر چيز شركت در جشنواره‌هاي پي در پي هدف و انگيزه كار براي هنرمندان جوان‌تر و آماتور شده است. اين هنرمندان كه عموماً در سال‌هاي دانشجويي به سر مي‌برند ديگر دليلي براي قرار گرفتن در سيكل صنعت نشر و فضاي حرفه‌اي كار نمي‌بينند و همين امر منجر شده تا آن‌ها با احتياجات اين فضا غريبه بمانند. زماني هم كه به اين فضا روي مي‌آورند عدم پذيرش آثار خود را كمبود شعور بصري كارفرمايان مي‌دانند نه عدم شناخت خود از بازار كار. اين باورهاي نادرست به دليل محوريت دادن به سليقه جشنواره‌ها و فراموش كردن كاربردهاي هنر تصويرگري به‌وجود مي‌آيد. متأسفانه در اين ميان مراكز و ناشراني نيز بوجود آمده‌اند كه پيش از فكر كردن به هدف اصلي توليد كتاب براي كودكان- كه همان تعليم و تربيت آن‌هاست- به فكر توليد كتاب‌هايي افتاده‌اند كه بتواند برنده جايزه از جشنواره‌هاي داخلي و خارجي شود. اين برخورد ناشران نه از نظر اقتصادي مقرون يه صرفه است و نه توليداتشان دردي از مخاطبشان دوا مي‌كند، حال هدف آن‌ها از توليد اين گونه كتاب چيست خود مي‌دانند. در هر صورت تعداد اين ناشران انگشت‌شمار است اما تأثيرشان بر جشنواره محوري و جشنواره‌پرستي دوچندان.

از ديگر صدمات جشنواره‌ها تغيير معيار سنجش آثار تصويرگري است. ديگر كيفيت آثار از نظر كاربردشان سنجيده نمي‌شود و جوايز تصويرگر معيار ارزشمندي آثار او  شده است. اين پديده به اين منجر شده كه تخصص‌هاي هنري از بين برود. ديگر هنرمندان متخصص تصويرگري گروه‌هاي سني مختلف و حتي شاخه‌هاي مختلف از بين رفته‌اند و همه ترجيح مي‌دهند در يك ساختار و نوع كار كنند؛ ساختاري هماهنگ با نگاه جشنواره‌ها. همين مسأله مديران هنري مراكز نشر را به دردسر انداخته؛ ديگر پيدا كردن تصويرگري كه تخصصش تصويرسازي براي كودك زير دبستان يا بزرگسال باشد بسيار دشوار شده است و همه تصويرگران متخصص تصويرسازي براي سنين 9 تا 12 سال شده‌اند. در ديگر شاخه‌هاي تصويرگري مثل تصويرسازي علمي، آموزشي و مطبوعاتي كه پيدا كردن تصويرگر تقريباً امري محال شده است. دليل علاقه تصويرگران به تصويرسازي براي اين گروه سني خاص اين است كه برخوردهاي آزاد و به عبارتي خلاقانه‌اي كه مورد پسند جشنواره‌هاست را شايد فقط مي‌توان مناسب آن گروه دانست. از طرف ديگر جشنواره‌هاي خارجي باعث شده‌اند تا مطالعه در هنر تصويرگري كم شود و هنرمندان نشانه‌ها و عوامل تصويري بومي را به شكلي توريستي عرضه كنند. داوران اين جشنواره‌ها چون اطلاع كافي و لازم از تاريخ تصويري ايران ندارند هر نقش و عامل بصري را كه در آثار تصويرگران ايراني باشد و خبر از بومي بودن بدهد مي‌پسندند و تصور مي‌كنند كه تصويرگر مطالعات زيادي براي رسيدن به فضاي بومي خود داشته است، در صورتيكه خبري از اين جنس مطالعه نبوده و تصويرگر ايراني با دانستن علاقه داوران به بومي‌گرايي فقط از فرم‌هاي زيباي ايراني در اثر خود استفاده كرده است تا اقبال بيشتري براي بردن جايزه داشته باشد. اين برخوردهاي سطحي نيز به هنر تصويرگري صدمه زده و روزبه‌روز اين هنر را ضعيف‌تر مي‌كند.

در هرصورت تجربه برگزاري جشنواره‌ها در سال‌هاي اخير تجربه‌اي موفق نبوده است.  اين جشنواره‌ها به غير از پرورش هنرمنداني كه پرستش جشنواره‌ها براي هنرمند ماندنشان يك امر ضروريست نتيجه ديگري نداشته‌اند؛ تصويرگراني كه محقق شدن تمامي آمال و آرزوهاي خود را در موفقيت در جشنواره‌ مي‌دانند. در اين ميان تنها جشنواره‌هايي كه به كاركرد اين هر انديشيده‌اند موفق بوده و شايد به تصويرگري كمك رسانده باشند. فستيوال‌هايي چون جشنواره تصويرگري كتاب‌هاي درسي كه با هدف بهتر شدن تصاوير اين كتب برگزار مي‌شود و آثار برگزيده را در كتاب‌هاي درسي چاپ و منتشر مي‌كنند.*

۱- جشنواره پرستي (Festival Fetish). فتيشيسم(Fetishism) به معناي بت‌واره پرستي است و عنوان اين مطلب بيانگر بت‌وارگي جشنواره‌ها براي برخي از هنرمندان است.
* منتشر شده درشماره ۱۲۵ دوهفته نامه هنرهای تجسمی تندیس، ۱۶ خرداد ۱۳۸۷