جایزه ای از بولونیا (گفتگو با راشین خیریه)
گفتگو با راشين خيريه، برنده جايزه افقهاي تازه از جشنواره بولونيا
(درج شده در نشریه ی تندیس)
میـترا عبداللهی

مراسم اهداي جايزه جهاني بولونيا، فروردين هر سال، در بولونيا-ي ايتاليا برگزار ميشود و به تصويرگران برجسته جهان، در دو بخش ادبيات تخيلي و غير تخيلي، تعلق ميگيرد. اهداي اين جايزه برای اولین بار از 1967 و از سوي نمايشگاه بينالمللي كتاب كودك بولونيا آغاز شد و در حال حاضر یکی از معتبرترين جوايز تصويرگري در محسوب میشود. برای امسال راشين خيريه توانست، جايزه افقهاي تازه را، از ميان هفتادویک عنوان كتاب ارسالي از ايران و عنواین زيادي از کشورهای جهان، براي كشورمان به ارمغان بياورد. لازم به ذكر است که در نمايشگاه بولونيا-ی امسال، آثار برگزيده اولين جشنواره تصويرگري سیجی (CJ) كره جنوبي به نمايش گذاشته شد. در ميان آثار به نمایش گذاشته شده، آثار ده تصويرگر ايراني به چشم ميخورد که پس از اتمام کار نمایشگاه، در فرانكفورت به نمايش گذاشته خواهند شد. كتاب «مرد جوان و خياط حيلهگر»، با تصويرگري راشين خيريه و داستان «بره سرخ و شاهزاده غمگين»، با تصويرگري نرگس محمدي، برنده اين مسابقه شناخته شدند.
حضور ايران در نمايشگاه چه طور بود و مهمترين دستاورد اين حضور چه بود؟
امسال ايران حضور پررنگي داشت. آثار دوازده تصويرگر ايراني در كاتالوگ بخش ادبيات تخيلي به چاپ رسيد. من با تصويري از كتاب «اگر من شهردار بشم»، در نمايشگاه حضور داشتم. اين كتاب را در سال 1387، به سفارش ناشري از كره تصویرسازی كردم. تكنيك مورد استفادهام در این کتاب، چاپ، رنگ روغن و كولاژ است. در بخش افقهاي تازه، كتاب «ارنگارنگ، بگو چه رنگ؟» توانست جايزه بهترين كتاب را به دست بیاورد. از ايران، كانون، شباويز و انجمن تصويرگران، با مشاركت وزارت ارشاد اسلامی ایران، غرفه داشتند. استقبال از غرفههاي ايران چشمگير بود. اغلب بازديدكنندهها را دانشجويان و علاقهمندان به تصويرگري تشكيل ميدادند. بويژه چون جايزه افقهاي تازه به ايران تعلق گرفت، بازديدكنندگان براي بازديد از غرفههاي ايران و آشنایي بيشتر با تصويرگري كشورمان، اشتياق زيادي از خود نشان ميدادند. همه غرفهها ويترينهاي مخصوص كتاب برنده را داشتند؛ لای بعضی از کتابها را باز کرده بودند و مقابل ديد بازديدكنندهها قرار داده بودند. مسابقه فقط به محل نمايشگاه محدود نميشد، بلکه همه شهر درگير اين گردهمایی جهاني بود. سالن (ساختمان كتابخانه قديمي بلونيا) اهداي جوايز، جزء میراث فرهنگی آن شهر محسوب ميشد. همه كتابفروشيها كتاب برنده را به زبان اصلي ميفروختند. تبريك مسؤول كتابفروشي ميدان اصلي شهر، براي استقبال خوب مردم جهت خريد كتابم، خيلي خوشحالكننده و اميدبخش بود. آقاي فائتي (faeti)، رئيس نمايشگاه، از موفقيت ايران خوشحال بود و استقامت و تلاش تصويرگران ايراني را براي دستيابي دوباره به اين جايزه ستود. او گفت، رأي همه داوران بر انتخاب اين كتاب متمركز بود. جايزه افقهاي تازه، پيش از اين در سال 1382، به مرحوم بهرام خائف براي كتاب «حكايتنامه» و در سال 1383، به نشر شباويز براي مجموعه آثارش اهدا شد. فضاي نمايشگاهي بولونيا خیلی وسیع است و نسبت به نمايشگاههاي فرانكفورت و ... موفقتر است.
درباره كتاب «ارنگارنگ، بگو چه رنگ؟» صحبت كنيد. ساختار نهايي كتاب چه طوری شكل گرفت؟
متن كتاب از افسانه شعباننژاد است. کتاب شامل ده شعر نمايشی و براي گروه سني الف و ب نوشته شده و ناشر آن كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است. بيشتر آنها شعرهاي آشنايي است كه در كودكي خوانده یا شنيدهايم. در این کتاب به بچهها آموزش داده میشود که با خواندن اين اشعار چه طور ميتوانند كاردستي درست کنند! برای همین، تصاوير را در نهايت سادگي و متناسب با حالت خودماني شعرها كار كردم و از پرداختن به جزیيات پرهيز كردم. رنگ كاغذ استفاده شده در کتاب با رنگ كاغذ اُرژينال متفاوت است. اين نكته و رنگهايي كه در زمان چاپ افزوده شدند، شکل كار را نهایی کرد. من در همه مراحل چاپ حضور داشتم. اين كتاب را چند بار تصويرسازي كردم تا به نتیجه دلخواه رسيدم. انواع فونتها را هم آزمایش كردم. در نهايت، برايش طراحي فونتي را ایجاد کردم كه با تصاوير هماهنگي لازم را داشته باشد.
هيات داوران چند نفر بودند و دلايل اصلي انتخابشان چه بود؟ آيا در اين انتخاب، كاركرد متن و تصوير و رابطه اين دو براي خلق يك كليت زيبا و جهاني جديد مؤثر بود؟
يقيناً. هيأت داوران متشكل از سه نفر بود؛ دو ايتاليايي و يك امريكایی. در گفتوگوها عامل اصلي اين گزينش، نوآوري در انتخاب نوع كاغذ، بافت آن، لياوت و تصاوير سنتي ايراني و، در واقع، پيوند سنت و مدرنيته و خلق جهاني جديد عنوان شد. بويژه لياوت مدرن آن كه به جهانی شدن اثر كمك زیادی كرد. البته، محدوديت رنگها هم برايشان جذابيت داشت، چون معتقد بودند، كل كتاب با بخشهايش و همچنين رابطه متن و تصاوير با هم موزون و هماهنگاند.
دریافت جایزه در تثبيت موقعيت هنري و ماليتان تأثیری داشته؟
از آن زمان تاکنون به كارم جديتر نگاه ميكنم. اوائل جنبه مالي قضیه برايم مهم بود، ولی به مرور كمتر شد. الان سعي ميكنم موقعيتم را حفظ كنم و آن را ارتقا بدهم و كاري خارج از شأن جوايز انجام ندهم. اين جايزه در معرفي و تثبيت موقعيتم در سطح جهانی اثرگذار بوده. به تازگی برايم شرایطی فراهم شده، و اگر الان ايده و طرحي بدهم، ناشران خارجی از آن استقبال میكنند. اعتماد به نفسم هم زیاد شده و من را به اين باور رسانده كه: هر تلاشي نتيجهاي در بر دارد. اميدوارانه به تلاشم ادامه ميدهم و گمان ميكنم براي تحقق ايدههایم بايد برنامهريزي دقيقتري داشته باشم.
از انعكاس دريافت اين جايزه در رسانهها بگویید.
یک مصاحبه با خبرگزاري آلمان و دو مصاحبه با تلويزيونهای كره و ژاپن داشتم. كرهايها به همراه تصويرگرشان فيلمبردار اختصاصي آورده بودند و از همه وقايع ريزودرشت نمايشگاه، فيلم تهيه ميكردند.
تصويرگران چه طور ميتوانستند در سطح جهانی با ناشران ارتباط برقرار كنند؟
بعضی از ناشران از ابتدا اعلام ميكردند، فقط تمايل به همكاري با تصويرگران كشور خودشان دارند. در همه غرفهها حضور مدير هنري به همراه ناشر قطعي بود. بعضی از ناشران ساعاتي را براي بازديد از آثار تصويرگران خارجي اختصاص ميدادند، و در آن ساعت ويژه صفهاي تصويرگران براي بازاريابي آثارشان جالب بود (آنچه در بازار جهانی كتاب معامله ميشود، با بخش كاتالوگ نمايشگاه متفاوت است). اغلب ناشران معتقد بودند: آثار Art Work راه يافته به كاتالوگ در بازار واقعي كتاب كودك، خريدار ندارد. پاسخگويي اثر به معيارهاي واقعي فروش كتاب كودك، ملاك قطعي ارزشگذاري ناشران بود.
چه طور شد که به تصويرگری علاقهمند شدید؟
بعد از پایان دوره راهنمايي احساس كردم که اگر در هر رشتهاي غير از رشته هنر ادامه تحصيل دهم، يقيناً ترك تحصيل خواهم كرد. در سالهاي اوليه فقط كار ميكردم و چيز زيادي از گرافيك نمیدانستم. اين چيزي نبود كه دلم ميخواست. با شروع واحدهاي تصويرسازي علاقهام را كشف كردم. كار روي شخصيتها و خلق جهان خيالي برايم دلچسب بود. از آن به بعد همه لحظات فراغتم را به تصويرسازي میگذراندم. از آن دوران آرشيوي تهيه شد كه بعدها به عنوان نمونه كار ارائه كردم. بعد به دانشگاه آزاد راه پيدا كردم. شروع فعاليت حرفهايام از «كيهان بچهها» بود.
در آثار اولیه شما خطوط كنارهنما، حضور پررنگی دارد؛ از رنگ استفاده زیادی کردهاید و تزیينات قابل توجهي را در یکایک آنها به کار بردهاید. به تدريج رنگ از آثارتان حذف میشود و طراحي و تركيببندي اهميت بيشتری پيدا میکند. درباره روند كارتان صحبت كنيد؟
به تدريج، با عميقتر شدن تجربههاي بصريام و حضور در كلاسهاي تئوري «هنر مدرن» دكتر سميعآذر، مجذوب كشف هنر مدرن شدم. جايي كه حذف به عنصري اثرگذار بدل ميگردد. ايجاز و خلاصهگويي ارزشمند، و اين كه با كمترين حرف چيزي را بيان كنم، برايم اهميت يافت. اين ديدگاه در كارم نمايان شد و كمكم از شاخ و برگ دادن بيهوده پرهيز كردم، به سوژه و بيان اصلي و ناب كارم اهميت دادم و حواشي برايم نمود كمرنگي پيدا كرد. روي كارهایم كنترل رنگي انجام دادم. به این ترتیب، رنگآميزي فراوان از تصاويرم حذف شد.
در انتخاب متن چه عاملي برايتان اهميت دارد؟ زمان روبهرو شدن با متن چه طور شروع به كار ميكنيد؟
علاقمندم روي متنهايي كار كنم كه حتماً رگههايي از طنز درونشان وجود دارد. كاركرد تصويري طنز را دوست دارم. ايجاد احساس شيريني و خوبي در مخاطب- چه كودك و چه بزرگسال- در تقابل با دنياي پر از دغدغه برايم اهميت دارد. اول كاراكترهايم را طراحي ميكنم و با تغيير در اندازه و كوچك و بزرگ كردن تناسبات و دفورماسيون منطقي به عامل مهم خندهدار شدن كاراكترهايم ميرسم. وقتي به نتيجه رسيدم و با خود گفتم، اين همان كاراكتر تازهاي است كه در جايي نديدهام، تركيببندي را شروع ميكنم و به فضاسازي متن ميپردازم. در نهايت، تكنيك كارم را انتخاب ميكنم. چند تكنيك را آزمایش و بعد كار نهايي را اجرا ميكنم.
به نظر ميرسد، علاوه بر رنگ، شخصيتپردازي هم از آثارتان حذف ميشود. شايد به خاطر استفاده از تكنيك (چاپ) اخيرتان باشد كه امكان ريزپردازي را ميگيرد. علاوه بر اين، در تصاوير شما رقصاني و حركت كاراكترها چشمگير است و خط افق به كل تصوير، نوعي پويايي ميبخشد. در كارهاي جديدتان، خط افق حضوری پنهان دارد، و فقط با فضايي روبهرو هستيم كه عناصر و آدمهاي عجيب در آن پخش شدهاند.
خوشحالي يا ناراحتي كاراكترهايم را با حالت بياني چهره، و شخصيتپردازي را با ميميك و صرفاً حركات و فرم لب و جزیيات صوري انجام نميدهم. اين هدف را با حركت شخصيتها، طراحي آنها و اجزاي بدنشان و طرز قرارگيريشان در صفحه دنبال ميكنم. البته، تكنيك چاپ هم در اين امر بيتأثير نيست؛ چون صورت حذف ميشود و روي حالتهاي مختلف بدن كار ميكنم. حركت اهميت زيادي در كارهایم پيدا كرده.
چه طور تواناييهاتان را میپرورانید و گسترش ميدهید که همواره حضوري بديع و ناشناخته داشته باشید؟
پيوسته دنبال راه حل هستم. خيلي چيزها در دنيا هست كه هنوز نديدهام. سماجت در پيدا كردن راه؛ و به شدت ميگريزم از تكرار خود. دليلي ندارد كتاب بعديام همانند «ارنگارنگ، بگو چه رنگ؟» باشد؛ مثلاً، علاقهمندم به اين كه كتابهايم براي بچهها جذابتر شوند، پس باید با انيميشن كاملشان كنم؛ چون معتقدم، حركت، موسيقي و كلام براي بچهها، خصوصاً ردههای سني پايين، جذاب است. ديدن انيميشن به درك و گسترش مفاهيم كتاب كمك ميكند. در ادامه این راه، انيميشن را از دو سال پيش با طراحي كاراكتر براي ديگر كارگردانها شروع كردم تا ساخت انيميشن «مرد جوان و خياط حيلهگر»، و كتاب آن هم از سوي كانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شد. اين انيميشن را كانون خريداری كرد و قرار است با كتاب منتشر شود. هر تجربه جديدم در امتداد كمك به تصويرگري به عنوان دغدغه اول و آخرم است. براي گريز از محدوديتهاي تصويرگري، نقاشي ميكنم.
هنرمندان مورد علاقهتان چه کسانی هستند؟
اندی وارهول (Andy Warhol) بهترين نقاش و تصويرگري است كه علاقه زیادی به آثارش دارم. تكنيك چاپ، تصاويري جذاب با رنگهاي فوقالعاده بانشاط و عنصر تكرار، كه بينهايت برايم جذاب است. به آثار تصويرگر و كارگردان انيميشن نیکلاس بیانکو (Nicolas Bianco) فرانسوي هم علاقه دارم. من ايدههاي تصويريگریاش را عميقاً تحسين ميكنم. در ايران هم از كلاسهاي استاد مثقالي و استاد سميعآذر بهرههای فراوانی بردهام.
وضعيت تصويرگري امروز ايران را چه طور ارزيابي ميكنيد؟
وضعيت مناسبي است. تصويرگران جايگاه خود را در عرصه جهانی تثبيت كردهاند. نسبت به سالهاي قبل مراكزي به وجود آمدهاند كه به تصويرگر سفارش كار بدهند. تصويرگران براي معرفي خود مجال شركت در جشنوارههاي گوناگون را دارند. البته، از جنبه اقتصادي خيلي درآمدزا نيست. در هر حال، سفارش كار هميشه است. حتا، اگر سفارشدهندهاي نباشد، تصويرگر ميتواند به خودش كار سفارش دهد، و اگر ايدهاي خوب و خلاق ارائه كند، حتماً عرصهاي براي استقبال هست. اگر تصويرگران جوان خيلي در بررسي كار تصويرگران ديگر غرق نشوند و طراحي زياد انجام دهند و سعي نكنند، شبيه كسي باشند! يقيناً راهشان را پيدا خواهند كرد.
اولین پایگاه تخصصی خبررسانی